congener

[ایالات متحده]/ˈkɒn.dʒə.nər/
[بریتانیا]/ˈkɑn.dʒə.nər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو همان گروه یا دسته
adj. از همان نوع یا دسته

عبارات و ترکیب‌ها

related congener

همراه مرتبط

chemical congener

هم‌اکنون شیمیایی

biological congener

هم‌اکنون زیستی

congener species

گونه‌های هم‌اکنون

congener group

گروه هم‌اکنون

congener compounds

ترکیبات هم‌اکنون

congener analysis

تجزیه و تحلیل هم‌اکنون

congener variation

تغییرات هم‌اکنون

congener relationship

ارتباط هم‌اکنون

congener classification

طبقه بندی هم‌اکنون

جملات نمونه

the congener species exhibit similar behaviors.

گونه‌های هم‌ریشه‌، رفتارهای مشابهی از خود نشان می‌دهند.

researchers studied the congener of the plant.

محققان گونه‌ی هم‌ریشه‌ی گیاه را مطالعه کردند.

understanding congener relationships helps in classification.

درک روابط گونه‌های هم‌ریشه به طبقه‌بندی کمک می‌کند.

the congener plants thrive in similar environments.

گیاهان گونه‌ی هم‌ریشه در محیط‌های مشابه رشد می‌کنند.

his findings on the congener were groundbreaking.

یافته‌های او در مورد گونه‌ی هم‌ریشه، پیشگامانه بود.

many congener animals share the same habitat.

بسیاری از حیوانات گونه‌ی هم‌ریشه، زیستگاه یکسانی را به اشتراک می‌گذارند.

the congener fish are known for their vibrant colors.

ماهی‌های گونه‌ی هم‌ریشه به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

they compared the congener's genetic makeup.

آنها ساختار ژنتیکی گونه‌ی هم‌ریشه را مقایسه کردند.

identifying a congener can aid in conservation efforts.

شناسایی یک گونه‌ی هم‌ریشه می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

the congener of this bird species is quite rare.

گونه‌ی هم‌ریشه‌ی این گونه پرندگان بسیار نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید