congery

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡəri/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋɡəri/

ترجمه

n. مجموعه یا انباشت چیزها
Word Forms
جمعcongeries

عبارات و ترکیب‌ها

congery system

سیستم کنگری

congery process

فرآیند کنگری

congery effect

اثر کنگری

congery model

مدل کنگری

congery analysis

تجزیه و تحلیل کنگری

congery method

روش کنگری

congery theory

نظریه کنگری

congery framework

چارچوب کنگری

congery approach

رویکرد کنگری

congery principle

اصل کنگری

جملات نمونه

congery is often used in traditional medicine.

کنگری اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the recipe calls for a congery of herbs and spices.

دستور غذا به کنگری از گیاهان و ادویه‌ها نیاز دارد.

she created a congery of colors in her painting.

او در نقاشی خود کنگری از رنگ‌ها ایجاد کرد.

his speech was a congery of ideas and emotions.

سخنرانی او کنگری از ایده‌ها و احساسات بود.

the scientist studied the congery of different chemicals.

دانشمند کنگری از مواد شیمیایی مختلف را مطالعه کرد.

in literature, a congery of themes can enhance the story.

در ادبیات، کنگری از مضامین می‌تواند داستان را تقویت کند.

the dish was a congery of flavors that delighted the palate.

غذا کنگری از طعم‌ها بود که ذائقه‌ را خوشحال کرد.

they presented a congery of opinions during the debate.

آنها در طول بحث کنگری از نظرات ارائه کردند.

the artist's style is a congery of various influences.

سبک هنرمند کنگری از تأثیرات مختلف است.

the festival featured a congery of cultures and traditions.

جشنواره کنگری از فرهنگ‌ها و سنت‌ها را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید