congruities

[ایالات متحده]/kənˈɡruːɪtiz/
[بریتانیا]/kənˈɡruːɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت توافق یا هماهنگی؛ کیفیت مشابه بودن در فرم

عبارات و ترکیب‌ها

cultural congruities

همخوانی‌های فرهنگی

congruities in design

همخوانی در طراحی

congruities of thought

همخوانی در تفکر

congruities in behavior

همخوانی در رفتار

social congruities

همخوانی‌های اجتماعی

congruities of values

همخوانی در ارزش‌ها

congruities in goals

همخوانی در اهداف

congruities of culture

همخوانی‌های فرهنگی

congruities in context

همخوانی در زمینه

congruities of opinion

همخوانی در نظر

جملات نمونه

there are many congruities between their cultures.

بین فرهنگ‌های آنها همخوانی‌های زیادی وجود دارد.

we should explore the congruities in our ideas.

ما باید همخوانی‌ها در ایده‌های خود را بررسی کنیم.

the study highlighted the congruities in language use.

این مطالعه بر همخوانی‌ها در استفاده از زبان تأکید کرد.

finding congruities can lead to better collaboration.

یافتن همخوانی‌ها می‌تواند منجر به همکاری بهتر شود.

there are some congruities in their approaches to problem-solving.

برخی از همخوانی‌ها در روش‌های آنها برای حل مسئله وجود دارد.

the artist focused on the congruities between light and shadow.

هنرمند بر همخوانی بین نور و سایه تمرکز کرد.

we need to address the congruities in our research findings.

ما باید به همخوانی‌ها در یافته‌های تحقیقاتی خود رسیدگی کنیم.

understanding the congruities in data can improve accuracy.

درک همخوانی‌ها در داده‌ها می‌تواند دقت را بهبود بخشد.

there are congruities between the theories proposed by different scientists.

بین نظریه‌های مطرح شده توسط دانشمندان مختلف همخوانی‌هایی وجود دارد.

identifying congruities in customer feedback is crucial for improvement.

شناسایی همخوانی‌ها در بازخورد مشتری برای بهبود بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید