conjoining

[ایالات متحده]/kənˈdʒɔɪnɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈdʒɔɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری conjoin; به هم پیوستن

عبارات و ترکیب‌ها

conjoining factors

عوامل مرتبط

conjoining elements

عناصر مرتبط

conjoining ideas

ایده‌های مرتبط

conjoining forces

نیروهای مرتبط

conjoining clauses

عبارات مرتبط

conjoining paths

مسیرهای مرتبط

conjoining concepts

مفاهیم مرتبط

conjoining systems

سیستم‌های مرتبط

conjoining networks

شبکه‌های مرتبط

جملات نمونه

conjoining different ideas can lead to innovative solutions.

ترکیب ایده‌های مختلف می‌تواند منجر به راه حل‌های نوآورانه شود.

they are conjoining their efforts to achieve a common goal.

آنها در حال ترکیب تلاش‌های خود برای دستیابی به یک هدف مشترک هستند.

conjoining various cultures enriches our society.

ترکیب فرهنگ‌های مختلف، جامعه ما را غنی می‌کند.

the artist is conjoining colors to create a masterpiece.

هنرمند در حال ترکیب رنگ‌ها برای خلق یک شاهکار است.

conjoining resources can help us overcome challenges.

ترکیب منابع می‌تواند به ما کمک کند تا بر چالش‌ها غلبه کنیم.

they are conjoining their skills to complete the project.

آنها در حال ترکیب مهارت‌های خود برای تکمیل پروژه هستند.

conjoining traditional and modern techniques can enhance efficiency.

ترکیب تکنیک‌های سنتی و مدرن می‌تواند کارایی را افزایش دهد.

conjoining efforts from different departments is essential for success.

ترکیب تلاش‌ها از بخش‌های مختلف برای موفقیت ضروری است.

conjoining their talents, they formed a successful team.

با ترکیب استعدادهای خود، آنها یک تیم موفق تشکیل دادند.

conjoining various perspectives can lead to better decision-making.

ترکیب دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید