a consensual marriage; a consensual contract.
ازدواج توافقی؛ قرارداد توافقی
from criterion, in comparing with student-consensual scoring, expert-consensual scoring,dichotomize scoring, and expert-mode scoring.
از معیار، در مقایسه با امتیازدهی توافقی دانشآموز، امتیازدهی توافقی متخصص، امتیازدهی دودویی و امتیازدهی حالت متخصص.
the consensual crimes of prostitution, drug abuse, and illegal gambling.
جرایم توافقی روسری، سوء استفاده از مواد مخدر و قمار غیرقانونی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید