consigner

[ایالات متحده]/kənˈsaɪnə/
[بریتانیا]/kənˈsaɪnɚ/

ترجمه

n. شخص یا موجودیتی که کالاها را به طرف دیگری ارسال می‌کند؛ فردی که کالاها را به یک حامل برای حمل و نقل می‌سپارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

consigner agreement

توافقنامه بارگذار

consigner invoice

صورتحساب بارگذار

consigner details

جزئیات بارگذار

consigner information

اطلاعات بارگذار

consigner receipt

رسید بارگذار

consigner label

برچسب بارگذار

consigner shipment

ارسال بارگذار

consigner contract

قرارداد بارگذار

consigner authorization

مجوز بارگذار

consigner policy

سیاست بارگذار

جملات نمونه

the consigner is responsible for the shipment's safety.

ارسال کننده مسئول ایمنی محموله است.

we need to contact the consigner for more details.

ما برای کسب اطلاعات بیشتر باید با ارسال کننده تماس بگیریم.

the consigner provided the necessary documents.

ارسال کننده مدارک لازم را ارائه کرد.

it is important for the consigner to verify the address.

تأیید آدرس توسط ارسال کننده مهم است.

the consigner must agree to the terms of service.

ارسال کننده باید با شرایط خدمات موافقت کند.

we have a contract with the consigner for this shipment.

ما برای این محموله با ارسال کننده قراردادی داریم.

the consigner can track the package online.

ارسال کننده می تواند بسته را به صورت آنلاین ردیابی کند.

our team will notify the consigner when the delivery is complete.

تیم ما به ارسال کننده اطلاع خواهد داد که تحویل کامل شده است.

the consigner's instructions were clear and concise.

دستورالعمل های ارسال کننده واضح و مختصر بودند.

in case of any issues, the consigner should be informed immediately.

در صورت بروز هرگونه مشکل، ارسال کننده باید فوراً مطلع شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید