consomme

[ایالات متحده]/ˈkɒnsəmeɪ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsəmeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سوپ شفاف تهیه شده از عصاره متمرکز؛ یک آبگوشت شفاف تهیه شده از گوشت
Word Forms
جمعconsommes

عبارات و ترکیب‌ها

chicken consomme

شوربات گوشت مرغ

beef consomme

شوربات گوشت گاو

vegetable consomme

شوربات سبزیجات

clear consomme

شوربات شفاف

consomme soup

شوربات کنسومه

consomme base

پایه کنسومه

consomme garnish

تزئینات کنسومه

consomme dish

غذا با کنسومه

consomme recipe

دستور تهیه کنسومه

consomme reduction

کاهش حجم کنسومه

جملات نمونه

he ordered a bowl of consomme for his appetizer.

او یک کاسه کنسومه را به عنوان پیش غذا سفارش داد.

consomme is a clear soup made from meat or vegetables.

کنسومه یک سوپ شفاف تهیه شده از گوشت یا سبزیجات است.

she enjoyed the rich flavor of the consomme.

او از طعم غنی کنسومه لذت برد.

the chef prepared a delicious consomme for the dinner party.

سرآشپز یک کنسومه خوشمزه برای مهمانی شام آماده کرد.

consomme can be served hot or cold, depending on the recipe.

کنسومه را می توان بسته به دستور غذا، گرم یا سرد سرو کرد.

he garnished the consomme with fresh herbs.

او کنسومه را با گیاهان تازه تزئین کرد.

many people consider consomme a classic french dish.

بسیاری از مردم کنسومه را یک غذای کلاسیک فرانسوی می دانند.

she learned how to make consomme in culinary school.

او یاد گرفت که چگونه در مدرسه آشپزی کنسومه درست کند.

consomme can be a great base for other soups.

کنسومه می تواند یک پایه عالی برای سوپ های دیگر باشد.

he prefers consomme over cream-based soups.

او ترجیح می دهد کنسومه را نسبت به سوپ های بر پایه کرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید