constipating

[ایالات متحده]/ˈkɒnstɪpeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnstɪpeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد یبوست

عبارات و ترکیب‌ها

constipating foods

غذاهای یبوتی

constipating effects

اثرات یبوتی

constipating agents

عوامل یبوتی

constipating conditions

شرایط یبوتی

constipating medications

داروهای یبوتی

constipating lifestyle

سبک زندگی یبوتی

constipating fiber

فیبر یبوتی

constipating drinks

نوشیدنی‌های یبوتی

constipating habits

عادت‌های یبوتی

constipating substances

مواد یبوتی

جملات نمونه

eating too much cheese can be constipating.

خوردن بیش از حد پنیر می‌تواند باعث یبوگویی شود.

some medications are known to be constipating.

برخی از داروها به عنوان یبوتی شناخته شده اند.

a diet low in fiber can be constipating.

یک رژیم غذایی کم فیبر می‌تواند باعث یبوگویی شود.

constipating foods should be consumed in moderation.

مواد غذایی یبوتی باید به میزان اعتدال مصرف شوند.

he found that his new diet was constipating.

او متوجه شد که رژیم غذایی جدیدش باعث یبوگویی می شود.

drinking plenty of water can help relieve constipating effects.

نوشیدن مقدار زیادی آب می تواند به رفع اثرات یبوتی کمک کند.

she avoided constipating foods before her trip.

او قبل از سفرش از مصرف غذاهای یبوتی خودداری کرد.

some people experience constipating side effects from iron supplements.

برخی از افراد دچار عوارض جانبی یبوتی از مکمل های آهن می شوند.

high-protein diets can sometimes be constipating.

رژیم های غذایی پر پروتئین گاهی اوقات می توانند باعث یبوگویی شوند.

regular exercise can help prevent constipating issues.

ورزش منظم می تواند به پیشگیری از مشکلات یبوتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید