constructer

[ایالات متحده]/kənˈstrʌktə/
[بریتانیا]/kənˈstrʌktər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را می‌سازد یا خلق می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

construction constructer

سا constructor

general constructer

constructor عمومی

site constructer

constructor سایت

project constructer

constructor پروژه

licensed constructer

constructor دارای مجوز

expert constructer

constructor متخصص

local constructer

constructor محلی

qualified constructer

constructor واجد شرایط

experienced constructer

constructor با تجربه

commercial constructer

constructor تجاری

جملات نمونه

the constructer built the bridge in record time.

سازنده پل را در کمترین زمان ممکن ساخت.

as a constructer, you need to manage your team effectively.

به عنوان یک سازنده، شما باید تیم خود را به طور موثر مدیریت کنید.

the constructer faced several challenges during the project.

سازنده در طول پروژه با چندین چالش روبرو شد.

every constructer must adhere to safety regulations.

هر سازنده باید به مقررات ایمنی پایبند باشد.

the constructer used innovative techniques to improve efficiency.

سازنده از تکنیک های نوآورانه برای بهبود کارایی استفاده کرد.

a skilled constructer can turn ideas into reality.

یک سازنده ماهر می تواند ایده ها را به واقعیت تبدیل کند.

the constructer's attention to detail made a big difference.

توجه سازنده به جزئیات تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

hiring a reliable constructer is crucial for project success.

استخدام یک سازنده قابل اعتماد برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

the constructer presented the final blueprint to the client.

سازنده طرح نهایی را به مشتری ارائه داد.

collaboration is key for a constructer working on large projects.

همکاری برای سازنده ای که روی پروژه های بزرگ کار می کند، کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید