constructivenesses

[ایالات متحده]/kənˈstrʌktɪvnəs/
[بریتانیا]/kənˈstrʌktɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت سازنده بودن؛ عمل ساختن یا بنا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

constructiveness in dialogue

خلاقیت در گفتگو

constructiveness of feedback

خلاقیت در بازخورد

constructiveness in criticism

خلاقیت در انتقاد

constructiveness of ideas

خلاقیت در ایده ها

constructiveness in teamwork

خلاقیت در کار گروهی

constructiveness of discussion

خلاقیت در بحث و گفتگو

constructiveness in planning

خلاقیت در برنامه ریزی

constructiveness of proposals

خلاقیت در پیشنهادها

constructiveness in leadership

خلاقیت در رهبری

constructiveness of solutions

خلاقیت در راه حل ها

جملات نمونه

her constructiveness in team discussions is commendable.

عملکرد سازنده او در بحث‌های گروهی قابل تحسین است.

we need to focus on the constructiveness of our feedback.

ما باید بر سازنده بودن بازخورد خود تمرکز کنیم.

his constructiveness helped resolve the conflict quickly.

عملکرد سازنده او به سرعت به حل اختلاف کمک کرد.

the constructiveness of the project proposal impressed the committee.

سازنده بودن پیشنهاد پروژه، کمیته را تحت تأثیر قرار داد.

constructiveness is key to a successful collaboration.

سازنده بودن کلید همکاری موفق است.

we appreciate your constructiveness during the meeting.

ما از سازنده بودن شما در طول جلسه قدردانی می کنیم.

her approach emphasizes the importance of constructiveness.

روش او بر اهمیت سازنده بودن تاکید دارد.

constructiveness can lead to innovative solutions.

سازنده بودن می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

they encouraged constructiveness in their brainstorming sessions.

آنها در جلسات بارش مغز خود، سازنده بودن را تشویق کردند.

his constructiveness was evident in every discussion.

عملکرد سازنده او در هر بحثی آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید