contactees

[ایالات متحده]/kɒnˈtækiː/
[بریتانیا]/kɑnˈtækiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با او تماس گرفته شده است، به ویژه توسط موجودات بیگانه از UFOها

عبارات و ترکیب‌ها

contactee report

گزارش تماس

contactee experience

تجربه تماس

contactee testimony

شهادت تماس

contactee interview

مصاحبه با تماس

contactee case

پرونده تماس

contactee network

شبکه تماس

contactee group

گروه تماس

contactee story

داستان تماس

contactee phenomenon

پدیده تماس

contactee community

جامعه تماس

جملات نمونه

the contactee shared their experiences with the group.

تماس‌گیرنده تجربیات خود را با گروه به اشتراک گذاشت.

many contactees report similar phenomena.

بسیاری از تماس‌گیرندگان پدیده‌های مشابهی را گزارش می‌کنند.

the contactee felt a strong connection to the entity.

تماس‌گیرنده ارتباط قوی با موجودیت احساس کرد.

researchers interviewed the contactee for insights.

محققان برای کسب اطلاعات با تماس‌گیرنده مصاحبه کردند.

being a contactee can be a challenging experience.

تماس‌گیرنده بودن می‌تواند یک تجربه چالش‌برانگیز باشد.

the contactee described vivid memories of the encounter.

تماس‌گیرنده خاطرات زنده ای از برخورد توصیف کرد.

support groups exist for contactees to share their stories.

گروه‌های حمایتی برای به اشتراک گذاشتن داستان‌های تماس‌گیرندگان وجود دارد.

some contactees feel a sense of purpose after their experiences.

برخی از تماس‌گیرندگان پس از تجربیات خود احساس هدف می‌کنند.

the contactee's account was documented in a book.

داستان تماس‌گیرنده در یک کتاب مستند شد.

contactees often seek validation for their experiences.

تماس‌گیرندگان اغلب به دنبال تایید تجربیات خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید