contemn

[ایالات متحده]/kənˈtɛm/
[بریتانیا]/kənˈtɛm/

ترجمه

vt. به تحقیر یا تمسخر نگریستن

عبارات و ترکیب‌ها

contemn the weak

تحقیر ضعیف

contemn their beliefs

تحقیر باورهای آنها

contemn the past

تحقیر گذشته

contemn authority

تحقیر قدرت

contemn the truth

تحقیر حقیقت

contemn their efforts

تحقیر تلاش های آنها

contemn the rules

تحقیر قوانین

contemn the rich

تحقیر ثروتمندان

contemn the weak-minded

تحقیر افراد کم‌فکر

contemn the unworthy

تحقیر افراد بی‌ارزش

جملات نمونه

many people contemn those who do not follow the rules.

بسیاری از مردم کسانی را که قوانین را رعایت نمی‌کنند، تحقیر می‌کنند.

he tends to contemn authority figures.

او معمولاً مقامات را تحقیر می‌کند.

she does not contemn others' opinions.

او نظرات دیگران را تحقیر نمی‌کند.

to contemn the past is to ignore valuable lessons.

تحقیر گذشته به معنای نادیده گرفتن درس‌های ارزشمند است.

they contemn those who lack ambition.

آنها کسانی را که فاقد جاه‌طلبی هستند، تحقیر می‌کنند.

it is unwise to contemn the advice of experienced professionals.

تحقیر توصیه مشاوران با تجربه غیرمنصفانه است.

some may contemn the efforts of volunteers.

بعضی‌ها ممکن است تلاش داوطلبان را تحقیر کنند.

to contemn the struggles of others is to lack empathy.

تحقیر مبارزات دیگران نشان‌دهنده فقدان همدلی است.

he does not contemn those who are different from him.

او کسانی را که با او متفاوت هستند، تحقیر نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید