His lips curled contemptuously.
لبهایش با تحقیر پیچ خورد.
She contemptuously dismissed their complaints.
او با تحقیر از طرح شکایتهای آنها چشم پوشی کرد.
He dismissed my argument contemptuously as not worth refuting.
او استدلال من را به طرز تحقیرآمیزی رد کرد و گفت که ارزش رد کردن ندارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید