contingences

[ایالات متحده]/kənˈtɪn.dʒəns/
[بریتانیا]/kənˈtɪn.dʒəns/

ترجمه

n. تماس؛ تماس در یک نقطه

عبارات و ترکیب‌ها

contingence plan

برنامه احتیاطی

contingence table

جدول احتیاطی

contingence fee

هزینه احتیاطی

contingence clause

ماده احتیاطی

contingence assessment

ارزیابی احتیاطی

contingence liability

مسئولیت احتیاطی

contingence event

رویداد احتیاطی

contingence strategy

استراتژی احتیاطی

contingence reserve

ذخیره احتیاطی

contingence management

مدیریت احتیاطی

جملات نمونه

we must prepare for any contingence that may arise.

ما باید برای هرگونه حادثه‌ای که ممکن است رخ دهد، آماده شویم.

the company has a plan in place for contingences.

شرکت برای مقابله با حوادث برنامه ای دارد.

in case of contingence, we have backup resources available.

در صورت بروز حادثه، منابع پشتیبان در دسترس ما قرار دارد.

it's important to have a contingence plan for emergencies.

داشتن یک برنامه مقابله‌ای برای شرایط اضطراری مهم است.

we discussed the contingence strategies during the meeting.

ما در طول جلسه در مورد استراتژی‌های مقابله‌ای بحث کردیم.

contingence funds are essential for unexpected expenses.

صندوق‌های مقابله‌ای برای هزینه‌های غیرمنتظره ضروری هستند.

they set up a contingence system to handle crises.

آنها یک سیستم مقابله‌ای برای رسیدگی به بحران‌ها راه اندازی کردند.

contingence planning is a key aspect of risk management.

برنامه‌ریزی مقابله‌ای یک جنبه کلیدی مدیریت ریسک است.

we need to assess the potential contingences before proceeding.

ما باید قبل از ادامه کار، احتمالات احتمالی را ارزیابی کنیم.

having a contingence strategy can save time and resources.

داشتن یک استراتژی مقابله‌ای می‌تواند در زمان و منابع صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید