continuos

[ایالات متحده]/kənˈtɪn.ju.əs/
[بریتانیا]/kənˈtɪn.ju.əs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در موسیقی داخلی غربی) بخش بیس سازهای کلیدی؛ همراهی بیس مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

continuous improvement

بهبود مستمر

continuous learning

یادگیری مستمر

continuous support

حمایت مستمر

continuous process

فرآیند مستمر

continuous monitoring

نظارت مستمر

continuous feedback

بازخورد مستمر

continuous growth

رشد مستمر

continuous delivery

تحویل مستمر

continuous assessment

ارزیابی مستمر

continuous engagement

مشارکت مستمر

جملات نمونه

the continuous flow of water is essential for life.

جریان مداوم آب برای زندگی ضروری است.

she showed continuous improvement in her studies.

او پیشرفت مستمر قابل توجهی در تحصیلات خود نشان داد.

we need a continuous supply of electricity.

ما به یک منبع مداوم برق نیاز داریم.

the continuous noise from the construction site was annoying.

سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز آزاردهنده بود.

he made continuous efforts to achieve his goals.

او برای رسیدن به اهداف خود تلاش‌های مستمری کرد.

the continuous support from friends is invaluable.

حمایت مداوم از دوستان بسیار ارزشمند است.

they experienced continuous rainfall for several days.

آنها برای چندین روز باران مداوم را تجربه کردند.

the company aims for continuous growth in the market.

شرکت برای رشد مستمر در بازار هدف گذاری می کند.

continuous learning is important in today's fast-paced world.

یادگیری مستمر در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، مهم است.

she has a continuous passion for painting.

او اشتیاق مستمری به نقاشی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید