continuous improvement
بهبود مستمر
continuous learning
یادگیری مستمر
continuous support
حمایت مستمر
continuous process
فرآیند مستمر
continuous monitoring
نظارت مستمر
continuous feedback
بازخورد مستمر
continuous growth
رشد مستمر
continuous delivery
تحویل مستمر
continuous assessment
ارزیابی مستمر
continuous engagement
مشارکت مستمر
the continuous flow of water is essential for life.
جریان مداوم آب برای زندگی ضروری است.
she showed continuous improvement in her studies.
او پیشرفت مستمر قابل توجهی در تحصیلات خود نشان داد.
we need a continuous supply of electricity.
ما به یک منبع مداوم برق نیاز داریم.
the continuous noise from the construction site was annoying.
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز آزاردهنده بود.
he made continuous efforts to achieve his goals.
او برای رسیدن به اهداف خود تلاشهای مستمری کرد.
the continuous support from friends is invaluable.
حمایت مداوم از دوستان بسیار ارزشمند است.
they experienced continuous rainfall for several days.
آنها برای چندین روز باران مداوم را تجربه کردند.
the company aims for continuous growth in the market.
شرکت برای رشد مستمر در بازار هدف گذاری می کند.
continuous learning is important in today's fast-paced world.
یادگیری مستمر در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، مهم است.
she has a continuous passion for painting.
او اشتیاق مستمری به نقاشی دارد.
continuous improvement
بهبود مستمر
continuous learning
یادگیری مستمر
continuous support
حمایت مستمر
continuous process
فرآیند مستمر
continuous monitoring
نظارت مستمر
continuous feedback
بازخورد مستمر
continuous growth
رشد مستمر
continuous delivery
تحویل مستمر
continuous assessment
ارزیابی مستمر
continuous engagement
مشارکت مستمر
the continuous flow of water is essential for life.
جریان مداوم آب برای زندگی ضروری است.
she showed continuous improvement in her studies.
او پیشرفت مستمر قابل توجهی در تحصیلات خود نشان داد.
we need a continuous supply of electricity.
ما به یک منبع مداوم برق نیاز داریم.
the continuous noise from the construction site was annoying.
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز آزاردهنده بود.
he made continuous efforts to achieve his goals.
او برای رسیدن به اهداف خود تلاشهای مستمری کرد.
the continuous support from friends is invaluable.
حمایت مداوم از دوستان بسیار ارزشمند است.
they experienced continuous rainfall for several days.
آنها برای چندین روز باران مداوم را تجربه کردند.
the company aims for continuous growth in the market.
شرکت برای رشد مستمر در بازار هدف گذاری می کند.
continuous learning is important in today's fast-paced world.
یادگیری مستمر در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، مهم است.
she has a continuous passion for painting.
او اشتیاق مستمری به نقاشی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید