contrabands

[ایالات متحده]/ˈkɒntrəˌbændz/
[بریتانیا]/ˈkɑntrəˌbændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجارت یا حمل و نقل غیرقانونی؛ کالاهای قاچاق؛ اقلام ممنوعه در زمان جنگ؛ اقلام ممنوع
adj. ممنوع یا غیرمجاز

عبارات و ترکیب‌ها

seize contrabands

ضبط کالاهای قاچاق

illegal contrabands

قاچاق غیرقانونی

confiscate contrabands

ضبط و توقیف کالاهای قاچاق

smuggle contrabands

قاچاق کالا

detect contrabands

تشخیص کالاهای قاچاق

dispose contrabands

از بین بردن کالاهای قاچاق

transport contrabands

حمل کالاهای قاچاق

report contrabands

گزارش کالاهای قاچاق

intercept contrabands

قطع کردن مسیر کالاهای قاچاق

investigate contrabands

بررسی کالاهای قاچاق

جملات نمونه

authorities seized a large shipment of contrabands.

مقامات یک محموله بزرگ قاچاق را کشف و ضبط کردند.

smuggling contrabands can lead to serious legal consequences.

قاچاق قاچاق می‌توانند منجر به عواقب قانونی جدی شوند.

the police are cracking down on the trade of contrabands.

پلیس در حال سرکوب تجارت قاچاق است.

many contrabands were found hidden in the cargo.

بسیاری از قاچاق در بار محموله پنهان شده بودند.

they were arrested for possessing contrabands.

آنها به اتهام داشتن قاچاق دستگیر شدند.

customs officials routinely inspect for contrabands.

مقامات گمرک به طور معمول برای بررسی قاچاق بازرسی می‌کنند.

the contrabands included weapons and drugs.

قاچاق شامل سلاح و مواد مخدر بود.

he was charged with trafficking in contrabands.

او به اتهام قاچاق قاچاق متهم شد.

contrabands can pose a threat to public safety.

قاچاق می‌تواند تهدیدی برای ایمنی عمومی باشد.

they discovered a network dealing in contrabands.

آنها یک شبکه در حال معامله قاچاق را کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید