contractive

[ایالات متحده]/kənˈtræktɪv/
[بریتانیا]/kənˈtræktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت کوچک شدن یا کاهش در اندازه؛ مربوط به اقامت یا میزبانی

عبارات و ترکیب‌ها

contractive forces

نیروهای انقباضی

contractive muscle

عضله انقباضی

contractive phase

فاز انقباضی

contractive response

پاسخ انقباضی

contractive effects

اثرات انقباضی

contractive action

عمل انقباضی

contractive properties

ویژگی‌های انقباضی

contractive behavior

رفتار انقباضی

contractive tension

تنش انقباضی

contractive stimuli

تحریک‌های انقباضی

جملات نمونه

the contractive forces in the material help it return to its original shape.

نیروهای انقباضی در ماده به آن کمک می‌کنند تا به شکل اصلی خود بازگردد.

he noticed the contractive effects of the cold on the metal.

او متوجه اثرات انقباضی سرما بر فلز شد.

during the experiment, the contractive behavior of the gel was observed.

در طول آزمایش، رفتار انقباضی ژل مشاهده شد.

the contractive muscles are essential for movement.

عضلات انقباضی برای حرکت ضروری هستند.

she explained the contractive nature of the fabric when exposed to heat.

او ماهیت انقباضی پارچه را در هنگام قرار گرفتن در معرض گرما توضیح داد.

contractive forces can lead to structural failures if not managed.

نیروهای انقباضی می‌توانند منجر به خرابی سازه شوند اگر مدیریت نشوند.

the contractive action of the heart is vital for blood circulation.

عملکرد انقباضی قلب برای گردش خون حیاتی است.

understanding contractive properties is important in engineering.

درک خواص انقباضی در مهندسی مهم است.

the contractive phase of the muscle occurs during exertion.

فاز انقباضی عضله در هنگام تلاش رخ می‌دهد.

they studied the contractive response of the plant under stress.

آنها به بررسی پاسخ انقباضی گیاه در شرایط استرس پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید