contritions

[ایالات متحده]/kənˈtrɪʃ.ənz/
[بریتانیا]/kənˈtrɪʃ.ənz/

ترجمه

n. حالت احساس پشیمانی یا توبه

عبارات و ترکیب‌ها

deep contritions

احساس عمیق پشیمانی

express contritions

ابراز پشیمانی

genuine contritions

پشیمانی صادقانه

felt contritions

پشیمانی احساسی

public contritions

پشیمانی علنی

personal contritions

پشیمانی شخصی

acknowledge contritions

اعتراف به پشیمانی

sincere contritions

پشیمانی صمیمانه

show contritions

نشان دادن پشیمانی

honest contritions

پشیمانی صادقانه

جملات نمونه

his contritions were evident after the mistake.

اشتباه بعد از آن آشکار بود.

she expressed her contritions during the meeting.

او در طول جلسه، پشیمانی خود را ابراز کرد.

they sought forgiveness for their contritions.

آنها طلب بخشش برای پشیمانی هایشان کردند.

his contritions did not go unnoticed by his friends.

دوستانش متوجه پشیمانی او نشدند.

she wrote a letter of contritions to her teacher.

او نامه ای از پشیمانی برای معلمش نوشت.

despite his contritions, the damage was done.

با وجود پشیمانی او، آسیب انجام شده بود.

his contritions were a step towards healing.

پشیمانی او گامی به سوی بهبودی بود.

she felt deep contritions for her past actions.

او عمیقاً برای اعمال گذشته خود پشیمان بود.

he showed contritions after realizing his errors.

او پس از متوجه شدن اشتباهاتش پشیمانی خود را نشان داد.

her contritions were sincere and heartfelt.

پشیمانی او صادقانه و از صمیم قلب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید