contrivings

[ایالات متحده]/kənˈtraɪvɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈtraɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با وجود سختی‌ها به وجود آوردن؛ به طور هوشمندانه طراحی کردن یا به طور ماهرانه تولید کردن؛ موفق به انجام کاری شدن

عبارات و ترکیب‌ها

contriving a plan

طراحی یک نقشه

contriving a scheme

طراحی یک طرح

contriving a solution

طراحی یک راه حل

contriving an idea

طراحی یک ایده

contriving a story

طراحی یک داستان

contriving a method

طراحی یک روش

contriving a way

طراحی یک راه

contriving a plot

طراحی یک طرح

contriving a trick

طراحی یک حقه

contriving an event

طراحی یک رویداد

جملات نمونه

she is contriving a plan to surprise her friend.

او در حال طراحی نقشه‌ای برای غافلگیری دوستش است.

they were contriving ways to save money for their vacation.

آنها در حال طراحی راه‌هایی برای صرفه‌جویی در هزینه سفر تعطیلات خود بودند.

he is contriving an excuse to avoid the meeting.

او در حال طراحی بهانه‌ای برای اجتناب از جلسه است.

the team is contriving strategies to win the game.

تیم در حال طراحی استراتژی‌هایی برای بردن بازی است.

she spent hours contriving a story for her children.

او ساعت‌ها وقت صرف طراحی داستانی برای فرزندانش کرد.

they are contriving a solution to the ongoing problem.

آنها در حال طراحی راه‌حلی برای مشکل در دست اقدام هستند.

he is contriving a new method to improve efficiency.

او در حال طراحی یک روش جدید برای بهبود کارایی است.

the artist is contriving a unique piece for the exhibition.

هنرمند در حال طراحی یک اثر منحصر به فرد برای نمایشگاه است.

she is contriving a way to balance work and family.

او در حال طراحی راهی برای تعادل بین کار و خانواده است.

they are contriving plans for a community event.

آنها در حال طراحی برنامه‌هایی برای یک رویداد اجتماعی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید