contriving a plan
طراحی یک نقشه
contriving a scheme
طراحی یک طرح
contriving a solution
طراحی یک راه حل
contriving an idea
طراحی یک ایده
contriving a story
طراحی یک داستان
contriving a method
طراحی یک روش
contriving a way
طراحی یک راه
contriving a plot
طراحی یک طرح
contriving a trick
طراحی یک حقه
contriving an event
طراحی یک رویداد
she is contriving a plan to surprise her friend.
او در حال طراحی نقشهای برای غافلگیری دوستش است.
they were contriving ways to save money for their vacation.
آنها در حال طراحی راههایی برای صرفهجویی در هزینه سفر تعطیلات خود بودند.
he is contriving an excuse to avoid the meeting.
او در حال طراحی بهانهای برای اجتناب از جلسه است.
the team is contriving strategies to win the game.
تیم در حال طراحی استراتژیهایی برای بردن بازی است.
she spent hours contriving a story for her children.
او ساعتها وقت صرف طراحی داستانی برای فرزندانش کرد.
they are contriving a solution to the ongoing problem.
آنها در حال طراحی راهحلی برای مشکل در دست اقدام هستند.
he is contriving a new method to improve efficiency.
او در حال طراحی یک روش جدید برای بهبود کارایی است.
the artist is contriving a unique piece for the exhibition.
هنرمند در حال طراحی یک اثر منحصر به فرد برای نمایشگاه است.
she is contriving a way to balance work and family.
او در حال طراحی راهی برای تعادل بین کار و خانواده است.
they are contriving plans for a community event.
آنها در حال طراحی برنامههایی برای یک رویداد اجتماعی هستند.
contriving a plan
طراحی یک نقشه
contriving a scheme
طراحی یک طرح
contriving a solution
طراحی یک راه حل
contriving an idea
طراحی یک ایده
contriving a story
طراحی یک داستان
contriving a method
طراحی یک روش
contriving a way
طراحی یک راه
contriving a plot
طراحی یک طرح
contriving a trick
طراحی یک حقه
contriving an event
طراحی یک رویداد
she is contriving a plan to surprise her friend.
او در حال طراحی نقشهای برای غافلگیری دوستش است.
they were contriving ways to save money for their vacation.
آنها در حال طراحی راههایی برای صرفهجویی در هزینه سفر تعطیلات خود بودند.
he is contriving an excuse to avoid the meeting.
او در حال طراحی بهانهای برای اجتناب از جلسه است.
the team is contriving strategies to win the game.
تیم در حال طراحی استراتژیهایی برای بردن بازی است.
she spent hours contriving a story for her children.
او ساعتها وقت صرف طراحی داستانی برای فرزندانش کرد.
they are contriving a solution to the ongoing problem.
آنها در حال طراحی راهحلی برای مشکل در دست اقدام هستند.
he is contriving a new method to improve efficiency.
او در حال طراحی یک روش جدید برای بهبود کارایی است.
the artist is contriving a unique piece for the exhibition.
هنرمند در حال طراحی یک اثر منحصر به فرد برای نمایشگاه است.
she is contriving a way to balance work and family.
او در حال طراحی راهی برای تعادل بین کار و خانواده است.
they are contriving plans for a community event.
آنها در حال طراحی برنامههایی برای یک رویداد اجتماعی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید