convalesced quickly
به سرعت بهبودی یافت
convalesced at home
در خانه بهبودی یافت
convalesced fully
به طور کامل بهبودی یافت
convalesced after surgery
پس از جراحی بهبودی یافت
convalesced under care
تحت مراقبت بهبودی یافت
convalesced from illness
از بیماری بهبودی یافت
convalesced slowly
به آرامی بهبودی یافت
convalesced with support
با حمایت بهبودی یافت
convalesced after treatment
پس از درمان بهبودی یافت
convalesced in peace
در آرامش بهبودی یافت
after the surgery, she convalesced at home for several weeks.
پس از جراحی، او چند هفته در خانه بهبودی یافت.
the doctor advised him to convalesce in a quiet environment.
پزشک به او توصیه کرد که در یک محیط آرام بهبودی یابد.
during the summer, they convalesced by the seaside.
در طول تابستان، آنها در کنار دریا بهبودی یافتند.
she convalesced from her illness with the help of physical therapy.
او با کمک فیزیوتراپی از بیماری خود بهبودی یافت.
he convalesced slowly but steadily after the accident.
او پس از حادثه به آرامی اما پیوسته بهبودی یافت.
they found peace as they convalesced in the countryside.
آنها در حین بهبودی در روستاها آرامش یافتند.
after a long illness, she finally convalesced and returned to work.
پس از یک بیماری طولانی، او سرانجام بهبودی یافت و به کار بازگشت.
he convalesced with the support of his family and friends.
او با حمایت خانواده و دوستانش بهبودی یافت.
she enjoyed reading while she convalesced from her surgery.
او در حالی که از جراحی خود بهبودی می یافت، از خواندن لذت می برد.
convalesced quickly
به سرعت بهبودی یافت
convalesced at home
در خانه بهبودی یافت
convalesced fully
به طور کامل بهبودی یافت
convalesced after surgery
پس از جراحی بهبودی یافت
convalesced under care
تحت مراقبت بهبودی یافت
convalesced from illness
از بیماری بهبودی یافت
convalesced slowly
به آرامی بهبودی یافت
convalesced with support
با حمایت بهبودی یافت
convalesced after treatment
پس از درمان بهبودی یافت
convalesced in peace
در آرامش بهبودی یافت
after the surgery, she convalesced at home for several weeks.
پس از جراحی، او چند هفته در خانه بهبودی یافت.
the doctor advised him to convalesce in a quiet environment.
پزشک به او توصیه کرد که در یک محیط آرام بهبودی یابد.
during the summer, they convalesced by the seaside.
در طول تابستان، آنها در کنار دریا بهبودی یافتند.
she convalesced from her illness with the help of physical therapy.
او با کمک فیزیوتراپی از بیماری خود بهبودی یافت.
he convalesced slowly but steadily after the accident.
او پس از حادثه به آرامی اما پیوسته بهبودی یافت.
they found peace as they convalesced in the countryside.
آنها در حین بهبودی در روستاها آرامش یافتند.
after a long illness, she finally convalesced and returned to work.
پس از یک بیماری طولانی، او سرانجام بهبودی یافت و به کار بازگشت.
he convalesced with the support of his family and friends.
او با حمایت خانواده و دوستانش بهبودی یافت.
she enjoyed reading while she convalesced from her surgery.
او در حالی که از جراحی خود بهبودی می یافت، از خواندن لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید