convergings

[ایالات متحده]/kənˈvɜːdʒɪŋz/
[بریتانیا]/kənˈvɜrdʒɪŋz/

ترجمه

n. ادغام، هم‌آمدگی
adj. هم‌گرایانه، هم‌آمدگی
v. عمل هم‌گرایی

عبارات و ترکیب‌ها

convergings of ideas

همگرایی ایده ها

convergings of cultures

همگرایی فرهنگ ها

convergings of interests

همگرایی منافع

convergings of paths

همگرایی مسیرها

convergings of technologies

همگرایی فناوری ها

convergings of trends

همگرایی روندها

convergings of resources

همگرایی منابع

convergings of perspectives

همگرایی دیدگاه ها

convergings of theories

همگرایی نظریه ها

convergings of efforts

همگرایی تلاش ها

جملات نمونه

there are several convergings of ideas in this discussion.

در این بحث، همگرایی‌های متعددی از ایده‌ها وجود دارد.

the convergings of different cultures can lead to innovation.

همگرایی فرهنگ‌های مختلف می‌تواند منجر به نوآوری شود.

convergings of technologies are shaping the future.

همگرایی فناوری‌ها آینده را شکل می‌دهد.

we observed the convergings of various opinions during the meeting.

ما در طول جلسه، همگرایی نظرات مختلف را مشاهده کردیم.

the convergings of trends in fashion are fascinating.

همگرایی روندها در مد جذاب است.

convergings of scientific research can enhance our understanding.

همگرایی تحقیقات علمی می‌تواند درک ما را افزایش دهد.

there are many convergings of interests in this project.

در این پروژه، همگرایی‌های متعددی از علایق وجود دارد.

convergings of resources can improve efficiency.

همگرایی منابع می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

the convergings of different perspectives enrich the dialogue.

همگرایی دیدگاه‌های مختلف غنای گفتگو را افزایش می‌دهد.

convergings of community efforts can lead to significant change.

همگرایی تلاش‌های جامعه می‌تواند منجر به تغییرات قابل توجهی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید