conversated

[ایالات متحده]/ˈkɒnvəseɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑnvərseɪtɪd/

ترجمه

vi. به گفتگو مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

conversated briefly

به طور خلاصه گفتگو کردیم

conversated about

در مورد گفتگو کردیم

conversated yesterday

دیروز گفتگو کردیم

conversated quickly

به سرعت گفتگو کردیم

conversated informally

به صورت غیررسمی گفتگو کردیم

conversated privately

به صورت خصوصی گفتگو کردیم

conversated openly

به صورت آشکار گفتگو کردیم

conversated recently

به تازگی گفتگو کردیم

conversated frequently

به طور مکرر گفتگو کردیم

جملات نمونه

we conversated about our favorite books.

ما در مورد کتاب‌های مورد علاقه خود صحبت کردیم.

last night, we conversated until midnight.

دیشب تا نیمه‌شب با هم صحبت کردیم.

they conversated about their travel experiences.

آنها در مورد تجربیات سفر خود صحبت کردند.

during the meeting, we conversated about project updates.

در طول جلسه، در مورد به‌روزرسانی‌های پروژه صحبت کردیم.

she conversated with her friends over coffee.

او در حالی که با دوستانش قهوه می‌خوردند، با آنها صحبت کرد.

we conversated about the upcoming event.

ما در مورد رویداد آینده صحبت کردیم.

he conversated with the teacher about his grades.

او با معلم در مورد نمرات خود صحبت کرد.

they conversated about the latest news in technology.

آنها در مورد آخرین اخبار فناوری صحبت کردند.

we conversated in the park during our walk.

ما در حالی که در پارک قدم می‌زدیم، با هم صحبت کردیم.

she often conversated with her colleagues after work.

او اغلب بعد از کار با همکاران خود صحبت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید