convoking

[ایالات متحده]/kənˈvəʊkɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈvoʊkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گرد هم آوردن یا جمع شدن برای یک جلسه

عبارات و ترکیب‌ها

convoking a meeting

تشکیل جلسه

convoking a session

تشکیل یک نشست

convoking the assembly

تشکیل مجمع

convoking the council

تشکیل شورا

convoking a conference

تشکیل کنفرانس

convoking an event

تشکیل یک رویداد

convoking a gathering

تشکیل گردهمایی

convoking the board

تشکیل هیئت مدیره

convoking a forum

تشکیل یک انجمن

convoking a discussion

برگزاری بحث و گفتگو

جملات نمونه

the committee is convoking a meeting next week.

کمیته در هفته آینده یک جلسه احضار می‌کند.

she is convoking all stakeholders for a discussion.

او تمام ذینفعان را برای بحث احضار می‌کند.

convoking a conference can be a challenging task.

احضار یک کنفرانس می‌تواند یک کار چالش‌برانگیز باشد.

the president is convoking an urgent session of congress.

رئیس‌جمهور یک جلسه اضطراری کنگره را احضار می‌کند.

they are convoking volunteers for the charity event.

آنها داوطلبان را برای رویداد خیریه احضار می‌کنند.

convoking the team for a brainstorming session is essential.

احضار تیم برای یک جلسه طوفان فکری ضروری است.

the organization is convoking a webinar to educate the public.

سازمان یک وبینار برای آموزش مردم احضار می‌کند.

he is convoking an assembly to address the issues at hand.

او یک مجمع برای رسیدگی به مسائل در دست تشکیل می‌دهد.

convoking a town hall meeting can help gather community feedback.

احضار یک جلسه تالار شهر می‌تواند به جمع‌آوری بازخورد جامعه کمک کند.

the board is convoking an emergency meeting to discuss the crisis.

هیئت‌مدیره یک جلسه اضطراری برای بحث در مورد بحران احضار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید