convulsing body
تشنج بدن
convulsing muscles
تشنج عضلات
convulsing child
کودک در حال تشنج
convulsing patient
بیمار در حال تشنج
convulsing fit
تشنج
convulsing violently
تشنج شدید
convulsing seizure
تشنج
convulsing limb
اندام در حال تشنج
convulsing reaction
واکنش تشنجی
convulsing in pain
درد ناشی از تشنج
the patient was convulsing on the floor.
بیمار روی زمین دچار تشنج بود.
he fell to the ground, convulsing uncontrollably.
او روی زمین افتاد و به طور غیرقابل کنترلی دچار تشنج شد.
she watched in horror as the dog began convulsing.
او با وحشت تماشا کرد که سگ دچار تشنج شده است.
the child was convulsing due to a high fever.
بچه به دلیل تب بالا دچار تشنج شده بود.
after the seizure, he was left convulsing for several minutes.
پس از تشنج، او برای چند دقیقه دچار تشنج باقی ماند.
emergency services arrived while she was still convulsing.
خدمات اورژانس در حالی که او هنوز دچار تشنج بود، رسیدند.
he was convulsing violently after the electric shock.
او پس از شوک الکتریکی به شدت دچار تشنج شده بود.
convulsing can be a sign of a serious medical condition.
تشنج میتواند نشانهای از یک بیماری جدی باشد.
she tried to hold him still while he was convulsing.
او سعی کرد در حالی که دچار تشنج بود، او را ثابت نگه دارد.
the doctor explained that convulsing can occur during a seizure.
پزشک توضیح داد که تشنج میتواند در طول تشنج رخ دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید