act coolly
با خونسردی عمل کن
he was a coolly calculating, ruthless man.
او مردی باهوش، محاسبهگر و بیرحم بود.
His manner was coolly polite and impersonal.
رفتار او بهطور خونسردانه مؤدبانه و بیشخصیت بود.
His voice was coolly impersonal.
صدای او بهطور خونسردانه بیشخصیت بود.
she is always mistress of the situation, coolly self-possessed.
او همیشه بر اوضاع و شرایط تسلط دارد، بهطور خونسردانه و با اعتماد به نفس.
She caught a coolly calculating glint in the other woman’s eye.
او نگاهی محاسبهگر و سرد در چشمان زن دیگر دید.
Stella greeted her mother coolly.
استلا با لحنی خونسردانه مادرش را تحویل گرفت.
We can recognize autumn by the coolly fresh wind coming through pineland, by the sweet smell of herb.
ما میتوانیم پاییز را با وزش باد خنک و مطبوع از میان جنگلهای کاج و با بوی خوش گیاهان دارویی تشخیص دهیم.
Results: The seed is suitable to grow in the coolly and moisty climate, under the soil of weak acid, the matrix loose environment;
نتایج: این دانه برای رشد در آب و هوای خنک و مرطوب، در خاک با اسیدیته ضعیف و محیطی آزاد مناسب است.
He greeted Fernand coolly and offered him refreshment.
او با خونسردی به فرناند خوشامد گفت و به او نوشیدنی تعارف کرد.
منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition" Madness, you mean? " said the Professor quite coolly.
" دیوانگی؟ منظورتان دیوانگی است؟ " گفت استاد کاملاً خونسرد.
منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe" I am calling you a Muggle, " said the voice coolly.
من شما را یک ماگل صدا می کنم.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireSer Gerold went to one knee. The moonlight shone in his dark eyes as he studied the child coolly.
سر جرالد به یک زانو رفت. مهتاب در چشمان تیره اش می درخشید در حالی که کودک را با خونسردی بررسی می کرد.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)" Packing a load for each of us, dearie, " said Mrs Beaver very coolly.
یک بار برای هر کدام از ما بسته بندی می کنیم، عزیزم.
منبع: The Lion, the Witch and the WardrobeStephen very coolly asked him what had induced young Robinson to break it.
استفان با خونسردی از او پرسید چه چیزی باعث شده است که رابینسون جوان آن را بشکند.
منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary SchoolsThat's my feeling, Ned Land replied coolly. Let's wait for nightfall.
این احساس من است، ند لند با خونسردی پاسخ داد. منتظر تاریکی شب بمانیم.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)Kolo Muani was brought in the box for a penalty that Mpabbe coolly dispatched.
کولو موآنی برای یک پنالتی که امباپه با خونسردی ارسال کرد، در جعبه آورده شد.
منبع: 2022 FIFA World Cup in QatarDo you talk so coolly to her about me? Ah, I expect you do!
آیا اینقدر با او در مورد من با خونسردی صحبت می کنید؟ آه، حدس می زنم که اینطور است!
منبع: Returning Home'Yes, that's my name, ' said the stranger coolly. ' What do you want? '
'بله، اسم من این است،' غریبه با خونسردی گفت. ' چه می خواهید؟'
منبع: Transformed into a Monster Doctor: Selected Worksلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید