old coondog
سگ گوشتی قدیمی
tree a coondog
سگ گوشتی را درخت میکنند
good coondog
سگ گوشتی خوب
training a coondog
آموزش سگ گوشتی
bluetick coondog
سگ گوشتی با علامت آبی
redbone coondog
سگ گوشتی قرمز استخوان
black coondog
سگ گوشتی سیاه
young coondog
سگ گوشتی جوان
coondog hunter
کاچک سگ گوشتی
walking the coondog
پیاده روی با سگ گوشتی
the coondog chased the squirrel up the oak tree.
سگ کوون دوگ گردو را درخت گز در جهت بالا دنبال می کرد.
my neighbor's coondog barks at every passing car.
سگ کوون دوگ همسایه من به هر ماشینی که از کنارش می گذرد شلیک می کند.
the coondog loves to play fetch in the backyard.
سگ کوون دوگ دوست دارد در بازیگاه پشت خانه بازی گلوله بزند.
we adopted a playful coondog from the shelter.
ما یک سگ کوون دوگ بازیگوش را از مراکز پرورشی به دست آوردیم.
the coondog sleeps in a doghouse by the porch.
سگ کوون دوگ در یک خانه سگ در نزدیکی تراس خواب می کند.
our coondog is very friendly with children.
سگ کوون دوگ ما با کودکان بسیار دوست دارد.
the coondog enjoys swimming in the lake.
سگ کوون دوگ لذت می برد از شنا در دریاچه.
i take my coondog for a walk every morning.
من هر صبح سگ کوون دوگم را برای یک چرخه گردش می برم.
the coondog has a shiny brown coat.
سگ کوون دوگ یک پوسته قهوه ای لامع دارد.
my coondog hates taking baths.
سگ کوون دوگ من از دوش گرفتن نفرت می کند.
the coondog learned to shake hands.
سگ کوون دوگ یاد گرفت دست با دست دیگر بزند.
a coondog can make a great family pet.
یک سگ کوون دوگ می تواند یک حیوان خانوادگی عالی باشد.
old coondog
سگ گوشتی قدیمی
tree a coondog
سگ گوشتی را درخت میکنند
good coondog
سگ گوشتی خوب
training a coondog
آموزش سگ گوشتی
bluetick coondog
سگ گوشتی با علامت آبی
redbone coondog
سگ گوشتی قرمز استخوان
black coondog
سگ گوشتی سیاه
young coondog
سگ گوشتی جوان
coondog hunter
کاچک سگ گوشتی
walking the coondog
پیاده روی با سگ گوشتی
the coondog chased the squirrel up the oak tree.
سگ کوون دوگ گردو را درخت گز در جهت بالا دنبال می کرد.
my neighbor's coondog barks at every passing car.
سگ کوون دوگ همسایه من به هر ماشینی که از کنارش می گذرد شلیک می کند.
the coondog loves to play fetch in the backyard.
سگ کوون دوگ دوست دارد در بازیگاه پشت خانه بازی گلوله بزند.
we adopted a playful coondog from the shelter.
ما یک سگ کوون دوگ بازیگوش را از مراکز پرورشی به دست آوردیم.
the coondog sleeps in a doghouse by the porch.
سگ کوون دوگ در یک خانه سگ در نزدیکی تراس خواب می کند.
our coondog is very friendly with children.
سگ کوون دوگ ما با کودکان بسیار دوست دارد.
the coondog enjoys swimming in the lake.
سگ کوون دوگ لذت می برد از شنا در دریاچه.
i take my coondog for a walk every morning.
من هر صبح سگ کوون دوگم را برای یک چرخه گردش می برم.
the coondog has a shiny brown coat.
سگ کوون دوگ یک پوسته قهوه ای لامع دارد.
my coondog hates taking baths.
سگ کوون دوگ من از دوش گرفتن نفرت می کند.
the coondog learned to shake hands.
سگ کوون دوگ یاد گرفت دست با دست دیگر بزند.
a coondog can make a great family pet.
یک سگ کوون دوگ می تواند یک حیوان خانوادگی عالی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید