copartners

[ایالات متحده]/kəʊˈpɑːtnə/
[بریتانیا]/koʊˈpɑrtər/

ترجمه

n. شریک در یک سرمایه‌گذاری مشترک یا مشارکت؛ همدست یا هم‌مجرم؛ شریک تجاری

عبارات و ترکیب‌ها

business copartner

همکاری تجاری

copartner agreement

توافقنامه‌ی شرکا

joint copartner

همکاری مشترک

copartner role

نقش شرکا

copartner benefits

مزایای شرکا

copartner relationship

رابطه شرکا

copartner share

سهام شرکا

copartner duties

وظایف شرکا

copartner investment

سرمایه‌گذاری شرکا

copartner strategy

استراتژی شرکا

جملات نمونه

as a copartner in this project, i will contribute my expertise.

به عنوان یکهمکاری کننده در این پروژه، من تخصص خود را ارائه خواهم کرد.

we need to discuss our roles as copartners in the venture.

ما باید در مورد نقش هایمان به عنوان همکاران در این پروژه صحبت کنیم.

finding a reliable copartner is crucial for our success.

پیدا کردن یک همکار قابل اعتماد برای موفقیت ما بسیار مهم است.

she has been a copartner in my business for several years.

او سالهاست که همکار من در کسب و کارم بوده است.

as copartners, we should share the responsibilities equally.

به عنوان همکاران، ما باید به طور مساوی مسئولیت ها را تقسیم کنیم.

our copartner agreement outlines the terms of our collaboration.

توافقنامه همکاران ما شرایط همکاری ما را مشخص می کند.

he is not just a copartner; he is also a close friend.

او فقط یک همکار نیست؛ او همچنین یک دوست صمیمی است.

we celebrated our success as copartners at a dinner.

ما موفقیت خود را به عنوان همکاران در یک شام جشن گرفتیم.

effective communication is key for copartners to thrive.

ارتباط موثر برای پیشرفت همکاران کلیدی است.

choosing the right copartner can make all the difference.

انتخاب یک همکار مناسب می تواند همه چیز را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید