collapses

[ایالات متحده]/[ˈkɒl.əps]/
[بریتانیا]/[ˈkɒl.əps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سقوط کردن یا از دست دادن ناگهانی؛ از دست دادن قدرت بدنی یا نشاط؛ ناکارآمد شدن یا بی‌اثر شدن؛ کاهش سریع ارزش
n. یک شکست یا خرابی ناگهانی؛ از دست دادن ناگهانی قدرت بدنی یا نشاط

عبارات و ترکیب‌ها

collapses inward

Persian_translation

bridge collapses

Persian_translation

market collapses

Persian_translation

economy collapses

Persian_translation

building collapses

Persian_translation

collapses quickly

Persian_translation

collapses under

Persian_translation

collapses easily

Persian_translation

جملات نمونه

the old bridge collapses after the heavy rain.

پل قدیمی پس از باران شدید فرو می‌ریزد.

the stock market collapses, causing widespread panic.

بازار سهام فرو می‌ریزد و باعث وحشت گسترده می‌شود.

his business plan collapses under scrutiny.

طرح تجاری او در برابر بررسی‌ها از هم می‌پاشد.

the tunnel collapses due to structural weaknesses.

تونل به دلیل ضعف‌های سازمانی فرو می‌ریزد.

the government collapses after a vote of no confidence.

دولت پس از رأی عدم اعتماد فرو می‌ریزد.

the building collapses during the earthquake.

ساختمان در هنگام زلزله فرو می‌ریزد.

the negotiations collapses without a resolution.

مذاکرات بدون دستیابی به راه حل از هم می‌پاشد.

the ice rink collapses under the weight of the crowd.

زمین یخ زیر وزن جمعیت فرو می‌ریزد.

the network collapses under a cyberattack.

شبکه در اثر حمله‌ای سایبری از هم می‌پاشد.

the empire collapses after years of war.

امپراتوری پس از سال‌ها جنگ فرو می‌ریزد.

her confidence collapses after the public failure.

اعتماد به نفس او پس از شکست عمومی از هم می‌پاشد.

the system collapses when overloaded with data.

سیستم هنگامی که با داده بیش از حد بارگذاری شود، از هم می‌پاشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید