copperplates

[ایالات متحده]/'kɒpəpleɪt/
[بریتانیا]/'kɑpɚplet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صفحه مسی، یک صفحه مسی، چاپ صفحه مسی
adj. حکاکی شده بر روی یک صفحه مسی، واضح.

جملات نمونه

his finicky copperplate hand.

دست خوشنویسی پیچیده‌اش

Using the etching needle, litho crayon, various aquatint solutions, or greasy tusche washes on copperplates or lithostones, artist such as John Cage, E.

با استفاده از سوزن حکاکی، مداد لیتو، راه حل های مختلف آکواتینت یا شستشوی چربی توسچ بر روی صفحات مس یا سنگ لیتوس، هنرمندانی مانند جان کیج، ای.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید