| جمع | coprocessors |
The coprocessor is designed to offload specific tasks from the main processor.
همپردازنده برای انجام وظایف خاص از پردازنده اصلی طراحی شده است.
Modern computers often have a coprocessor for handling complex calculations.
کامپیوترهای مدرن اغلب دارای یک همپردازنده برای انجام محاسبات پیچیده هستند.
The coprocessor enhances the overall performance of the system.
همپردازنده عملکرد کلی سیستم را بهبود میبخشد.
Some applications require a coprocessor to run efficiently.
برخی از برنامهها برای اجرا به طور کارآمد به یک همپردازنده نیاز دارند.
The coprocessor can speed up certain operations in a computer.
همپردازنده میتواند برخی از عملیاتها را در یک کامپیوتر سریعتر کند.
A coprocessor can handle specific tasks faster than a general-purpose processor.
یک همپردازنده میتواند وظایف خاص را سریعتر از یک پردازنده عمومی انجام دهد.
The coprocessor works in conjunction with the main processor to improve performance.
همپردازنده برای بهبود عملکرد با پردازنده اصلی همکاری میکند.
High-performance computers often come with a coprocessor for parallel processing.
کامپیوترهای با کارایی بالا اغلب با یک همپردازنده برای پردازش موازی عرضه میشوند.
The coprocessor in this device is optimized for graphics rendering.
همپردازنده در این دستگاه برای رندر گرافیک بهینه شده است.
Certain scientific simulations benefit greatly from using a coprocessor.
شبیهسازیهای علمی خاص از استفاده از یک همپردازنده بهره زیادی میبرند.
Google's also added a coprocessor for better battery and this thing has more ramp.
گوگل همچنین یک پردازنده کمکی برای بهبود باتری اضافه کرده و این دستگاه دارای رم بیشتر است.
منبع: Edge Technology BlogThe coprocessor is designed to offload specific tasks from the main processor.
همپردازنده برای انجام وظایف خاص از پردازنده اصلی طراحی شده است.
Modern computers often have a coprocessor for handling complex calculations.
کامپیوترهای مدرن اغلب دارای یک همپردازنده برای انجام محاسبات پیچیده هستند.
The coprocessor enhances the overall performance of the system.
همپردازنده عملکرد کلی سیستم را بهبود میبخشد.
Some applications require a coprocessor to run efficiently.
برخی از برنامهها برای اجرا به طور کارآمد به یک همپردازنده نیاز دارند.
The coprocessor can speed up certain operations in a computer.
همپردازنده میتواند برخی از عملیاتها را در یک کامپیوتر سریعتر کند.
A coprocessor can handle specific tasks faster than a general-purpose processor.
یک همپردازنده میتواند وظایف خاص را سریعتر از یک پردازنده عمومی انجام دهد.
The coprocessor works in conjunction with the main processor to improve performance.
همپردازنده برای بهبود عملکرد با پردازنده اصلی همکاری میکند.
High-performance computers often come with a coprocessor for parallel processing.
کامپیوترهای با کارایی بالا اغلب با یک همپردازنده برای پردازش موازی عرضه میشوند.
The coprocessor in this device is optimized for graphics rendering.
همپردازنده در این دستگاه برای رندر گرافیک بهینه شده است.
Certain scientific simulations benefit greatly from using a coprocessor.
شبیهسازیهای علمی خاص از استفاده از یک همپردازنده بهره زیادی میبرند.
Google's also added a coprocessor for better battery and this thing has more ramp.
گوگل همچنین یک پردازنده کمکی برای بهبود باتری اضافه کرده و این دستگاه دارای رم بیشتر است.
منبع: Edge Technology Blogلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید