copulate

[ایالات متحده]/'kɒpjʊleɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑpjəˌlet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در رابطه جنسی شرکت کردن; جفت‌گیری کردن

adj. متصل; متحد; پیوسته

جملات نمونه

Some animals copulate only once in their lifetime.

برخی از حیوانات فقط یک بار در طول عمر خود رابطه جنسی دارند.

The birds copulate in the spring to reproduce.

پرندگان در بهار برای تولید مثل رابطه جنسی دارند.

Humans copulate for both reproduction and pleasure.

انسان‌ها به دلیل هم تولید مثل و هم لذت رابطه جنسی دارند.

The mating season is when animals copulate the most.

فصل جفت‌گیری زمانی است که حیوانات بیشتر رابطه جنسی دارند.

Some species copulate in elaborate courtship rituals.

برخی از گونه‌ها در آیین‌های خواستگاری پیچیده رابطه جنسی دارند.

Animals often copulate in order to pass on their genes.

حیوانات اغلب برای انتقال ژن‌های خود رابطه جنسی دارند.

It is important for animals to copulate in order to ensure the survival of their species.

برای اطمینان از بقای گونه خود، حیوانات باید رابطه جنسی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید