audio cording
ضبط صدا
cording device
دستگاه سیمکشی
cording technique
تکنیک سیمکشی
cording system
سیستم سیمکشی
cording cable
کابل سیمکشی
cording method
روش سیمکشی
cording process
فرآیند سیمکشی
cording setup
راهاندازی سیمکشی
cording application
کاربرد سیمکشی
cording interface
رابط سیمکشی
he is cording the fabric to create a beautiful design.
او در حال اتصال پارچه برای ایجاد طرحی زیبا است.
the musician is cording the guitar for better sound quality.
موسیقیدان در حال اتصال گیتار برای کیفیت صدای بهتر است.
she is cording the flowers for the wedding bouquet.
او در حال اتصال گلها برای دسته گل عروسی است.
the team is cording the cables to ensure a clean setup.
تیم در حال اتصال کابلها برای اطمینان از یک راهاندازی تمیز است.
he spent hours cording the quilt to make it more durable.
او ساعتها وقت صرف اتصال لحاف کرد تا آن را بادوامتر کند.
the artist is cording the canvas to prepare for painting.
هنرمند در حال اتصال بوم نقاشی برای آماده شدن برای نقاشی است.
they are cording the ropes to secure the tent.
آنها در حال اتصال طنابها برای ایمن کردن چادر هستند.
she enjoys cording her jewelry with unique beads.
او از اتصال جواهرات خود با مهرههای منحصر به فرد لذت میبرد.
the technician is cording the wires to prevent tangling.
تکنسین در حال اتصال سیمها برای جلوگیری از گره خوردن است.
he is cording the curtains to let in more light.
او در حال اتصال پردهها برای ورود نور بیشتر است.
audio cording
ضبط صدا
cording device
دستگاه سیمکشی
cording technique
تکنیک سیمکشی
cording system
سیستم سیمکشی
cording cable
کابل سیمکشی
cording method
روش سیمکشی
cording process
فرآیند سیمکشی
cording setup
راهاندازی سیمکشی
cording application
کاربرد سیمکشی
cording interface
رابط سیمکشی
he is cording the fabric to create a beautiful design.
او در حال اتصال پارچه برای ایجاد طرحی زیبا است.
the musician is cording the guitar for better sound quality.
موسیقیدان در حال اتصال گیتار برای کیفیت صدای بهتر است.
she is cording the flowers for the wedding bouquet.
او در حال اتصال گلها برای دسته گل عروسی است.
the team is cording the cables to ensure a clean setup.
تیم در حال اتصال کابلها برای اطمینان از یک راهاندازی تمیز است.
he spent hours cording the quilt to make it more durable.
او ساعتها وقت صرف اتصال لحاف کرد تا آن را بادوامتر کند.
the artist is cording the canvas to prepare for painting.
هنرمند در حال اتصال بوم نقاشی برای آماده شدن برای نقاشی است.
they are cording the ropes to secure the tent.
آنها در حال اتصال طنابها برای ایمن کردن چادر هستند.
she enjoys cording her jewelry with unique beads.
او از اتصال جواهرات خود با مهرههای منحصر به فرد لذت میبرد.
the technician is cording the wires to prevent tangling.
تکنسین در حال اتصال سیمها برای جلوگیری از گره خوردن است.
he is cording the curtains to let in more light.
او در حال اتصال پردهها برای ورود نور بیشتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید