cording

[ایالات متحده]/ˈkɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه بافته شده با خطوط برجسته؛ طناب یا بند
v. با طناب بستن (شکل حال استمراری cord)

عبارات و ترکیب‌ها

audio cording

ضبط صدا

cording device

دستگاه سیم‌کشی

cording technique

تکنیک سیم‌کشی

cording system

سیستم سیم‌کشی

cording cable

کابل سیم‌کشی

cording method

روش سیم‌کشی

cording process

فرآیند سیم‌کشی

cording setup

راه‌اندازی سیم‌کشی

cording application

کاربرد سیم‌کشی

cording interface

رابط سیم‌کشی

جملات نمونه

he is cording the fabric to create a beautiful design.

او در حال اتصال پارچه برای ایجاد طرحی زیبا است.

the musician is cording the guitar for better sound quality.

موسیقی‌دان در حال اتصال گیتار برای کیفیت صدای بهتر است.

she is cording the flowers for the wedding bouquet.

او در حال اتصال گل‌ها برای دسته گل عروسی است.

the team is cording the cables to ensure a clean setup.

تیم در حال اتصال کابل‌ها برای اطمینان از یک راه‌اندازی تمیز است.

he spent hours cording the quilt to make it more durable.

او ساعت‌ها وقت صرف اتصال لحاف کرد تا آن را بادوام‌تر کند.

the artist is cording the canvas to prepare for painting.

هنرمند در حال اتصال بوم نقاشی برای آماده شدن برای نقاشی است.

they are cording the ropes to secure the tent.

آنها در حال اتصال طناب‌ها برای ایمن کردن چادر هستند.

she enjoys cording her jewelry with unique beads.

او از اتصال جواهرات خود با مهره‌های منحصر به فرد لذت می‌برد.

the technician is cording the wires to prevent tangling.

تکنسین در حال اتصال سیم‌ها برای جلوگیری از گره خوردن است.

he is cording the curtains to let in more light.

او در حال اتصال پرده‌ها برای ورود نور بیشتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید