twining vines
سرشاخههای پیچخورده
a stream twining through the forest.
یک جریان که از میان جنگل میپیچد.
Stems twining, filiform, obtaining nourishment from hosts by haustoria.
ساقه پیچیده، رشتهای، به دست آوردن مواد مغذی از میزبانان از طریق هاستوریا.
And then Simon saw that what she had cradled, that which now dangled from an outflung hand, was a doll… a doll made from reeds and leaves and twining stems of grass.
و سپس سایمون دید که آنچه او در آغوش گرفته بود، آنچه اکنون از دست دراز شده آویزان بود، یک عروسک بود... یک عروسک ساخته شده از نی و برگ و ساقه های پیچ خورده علف.
vines twining around a trellis
سرشاخه های پیچ خورده دور داربست
twining together to form a strong bond
پیچیدن با هم برای ایجاد یک پیوند قوی
twining their fingers together
پیچیدن انگشتان به هم
twining a wreath from fresh flowers
ساختن یک حلقه از گل های تازه
ivy twining up the walls of the old building
سرخاکستر پیچیده شده به دیوار های ساختمان قدیمی
twining melodies in a beautiful harmony
پیچیدن ملودی ها در یک هارمونی زیبا
honeysuckle twining around a fence
عسلی پیچیده شده دور حصار
twining tales of adventure and romance
پیچیدن داستان های ماجراجویی و عاشقانه
rose bushes twining around a gazebo
بوته های رز پیچیده شده دور یک سایبان
creeper plants twining around a garden arch
گیاهان رونده پیچیده شده دور طاقچه باغ
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید