twining

[ایالات متحده]/'twiniŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده یا تابیده вокруг

عبارات و ترکیب‌ها

twining vines

سرشاخه‌های پیچ‌خورده

جملات نمونه

a stream twining through the forest.

یک جریان که از میان جنگل می‌پیچد.

Stems twining, filiform, obtaining nourishment from hosts by haustoria.

ساقه پیچیده، رشته‌ای، به دست آوردن مواد مغذی از میزبانان از طریق هاستوریا.

And then Simon saw that what she had cradled, that which now dangled from an outflung hand, was a doll… a doll made from reeds and leaves and twining stems of grass.

و سپس سایمون دید که آنچه او در آغوش گرفته بود، آنچه اکنون از دست دراز شده آویزان بود، یک عروسک بود... یک عروسک ساخته شده از نی و برگ و ساقه های پیچ خورده علف.

vines twining around a trellis

سرشاخه های پیچ خورده دور داربست

twining together to form a strong bond

پیچیدن با هم برای ایجاد یک پیوند قوی

twining their fingers together

پیچیدن انگشتان به هم

twining a wreath from fresh flowers

ساختن یک حلقه از گل های تازه

ivy twining up the walls of the old building

سرخاکستر پیچیده شده به دیوار های ساختمان قدیمی

twining melodies in a beautiful harmony

پیچیدن ملودی ها در یک هارمونی زیبا

honeysuckle twining around a fence

عسلی پیچیده شده دور حصار

twining tales of adventure and romance

پیچیدن داستان های ماجراجویی و عاشقانه

rose bushes twining around a gazebo

بوته های رز پیچیده شده دور یک سایبان

creeper plants twining around a garden arch

گیاهان رونده پیچیده شده دور طاقچه باغ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید