corneas

[ایالات متحده]/ˈkɔːnɪəz/
[بریتانیا]/ˈkɔrniˌəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم قرنیه؛ بخش شفاف جلویی چشم

عبارات و ترکیب‌ها

donated corneas

قرنیه‌های اهدایی

damaged corneas

قرنیه‌های آسیب‌دیده

healthy corneas

قرنیه‌های سالم

artificial corneas

قرنیه‌های مصنوعی

corneas transplant

پیوند قرنیه

corneas surgery

جراحی قرنیه

corneas donation

اهدای قرنیه

corneas health

سلامت قرنیه

corneas repair

تعمیر قرنیه

corneas condition

وضعیت قرنیه

جملات نمونه

corneas can be transplanted to restore vision.

می‌توان قرنیه را پیوند کرد تا بینایی را بازگرداند.

damage to the corneas can lead to serious vision problems.

آسیب به قرنیه‌ها می‌تواند منجر به مشکلات جدی بینایی شود.

doctors often examine the corneas during eye examinations.

پزشکان اغلب قرنیه‌ها را در طول معاینات چشم بررسی می‌کنند.

corneas are essential for clear vision.

قرنیه‌ها برای داشتن دید واضح ضروری هستند.

some diseases can affect the health of the corneas.

برخی از بیماری‌ها می‌توانند بر سلامت قرنیه‌ها تأثیر بگذارند.

artificial corneas are being developed for patients.

قرنیه‌های مصنوعی برای بیماران در حال توسعه هستند.

corneas should be kept moist to maintain their clarity.

قرنیه‌ها باید مرطوب نگه داشته شوند تا شفافیت خود را حفظ کنند.

corneas can be affected by environmental factors.

قرنیه‌ها می‌توانند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرند.

eye drops can help soothe irritated corneas.

قطره‌های چشم می‌توانند به تسکین قرنیه‌های تحریک‌شده کمک کنند.

corneas can become cloudy due to various conditions.

قرنیه‌ها می‌توانند به دلیل شرایط مختلف کدر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید