corned

[ایالات متحده]/kɔːnd/
[بریتانیا]/kɔrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در آب نمک نگهداری شده
v. در آب نمک نگهداری کردن؛ به دانه تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corned beef

گوشت گاو نمک سود

corned pork

گوشت خوک نمک سود

corned fish

ماهی نمک سود

corned vegetables

سبزیجات نمک سود

corned meat

گوشت نمک سود

جملات نمونه

a tin of corned beef.

یک قوطی گوشت نمک سود

corned beef and cabbage

گوشت نمک سود و کلم

corned beef hash recipe

دستور تهیه هَش گوشت نمک سود

corned beef and potato pie

پای سیب زمینی و گوشت نمک سود

corned beef and Swiss cheese sandwich

ساندویچ گوشت نمک سود و پنیر سوئیسی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید