corticated

[ایالات متحده]/ˈkɔːtɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkɔrtɪkeɪtɪd/

ترجمه

adj. دارای قشر یا لایه بیرونی; پوشیده با پوست

عبارات و ترکیب‌ها

corticated bark

کورتیک شده پوست

corticated tissue

کورتیک شده بافت

corticated stem

کورتیک شده ساقه

corticated roots

کورتیک شده ریشه

corticated surface

سطح کورتیک شده

corticated layer

لایه کورتیک شده

corticated plants

گیاهان کورتیک شده

corticated growth

رشد کورتیک شده

corticated areas

مناطق کورتیک شده

corticated cells

سلول های کورتیک شده

جملات نمونه

the corticated layers of the tree protect it from harsh weather.

لایه‌های محافظتی درخت آن را از آب و هوای سخت محافظت می‌کنند.

botanists study the corticated parts of plants for their growth.

گیاه‌شناسان قسمت‌های محافظتی گیاهان را برای رشد آن‌ها مطالعه می‌کنند.

corticated bark is essential for the tree's health.

کره محافظتی برای سلامت درخت ضروری است.

the corticated surface of the root helps in nutrient absorption.

سطح محافظتی ریشه به جذب مواد مغذی کمک می‌کند.

some species have thicker corticated layers for protection.

برخی از گونه‌ها برای محافظت لایه‌های محافظتی ضخیم‌تری دارند.

corticated structures can be found in various plant species.

ساختارهای محافظتی را می‌توان در گونه‌های مختلف گیاهان یافت.

the corticated tissue plays a role in water retention.

بافت محافظتی در حفظ آب نقش دارد.

corticated areas are often more resilient to pests.

مناطق محافظتی اغلب بیشتر در برابر آفات مقاوم هستند.

understanding corticated growth can help in gardening.

درک رشد محافظتی می‌تواند به باغبانی کمک کند.

the corticated exterior gives the plant a unique appearance.

سطح بیرونی محافظتی به گیاه ظاهری منحصر به فرد می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید