decorticated

[ایالات متحده]/dɪˈkɔːtɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈkɔrtɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. لایه یا پوست خارجی را از چیزی برداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

decorticated seeds

دانه‌های جدا شده از پوست

decorticated grains

غلات جدا شده از پوست

decorticated nuts

آجیل جدا شده از پوست

decorticated fibers

الیاف جدا شده از پوست

decorticated legumes

حبوبات جدا شده از پوست

decorticated rice

برنج جدا شده از پوست

decorticated beans

حبوبات جدا شده از پوست

decorticated vegetables

سبزیجات جدا شده از پوست

decorticated fruits

میوه های جدا شده از پوست

decorticated products

محصولات جدا شده از پوست

جملات نمونه

the farmer decorticated the coconuts to extract the water.

کشاورز نارگیل‌ها را پوست‌کنده تا آب آن‌ها را استخراج کند.

after decorticated, the seeds are ready for planting.

پس از پوست‌کنده شدن، دانه‌ها آماده کاشت هستند.

she prefers decorticated nuts for her recipes.

او ترجیح می‌دهد از آجیل‌های پوست‌کنده برای دستورالعمل‌های غذایی خود استفاده کند.

the process of decorticated is essential for some food products.

فرآیند پوست‌کنده کردن برای برخی از محصولات غذایی ضروری است.

decorticated grains are easier to cook and digest.

غلات پوست‌کنده پخت و هضم آسان‌تر هستند.

he bought a bag of decorticated sunflower seeds.

او یک کیسه دانه آفتابگردان پوست‌کنده خرید.

decorticated beans are often used in salads.

حبوبات پوست‌کنده اغلب در سالادها استفاده می‌شوند.

they prefer decorticated rice for its texture.

آنها برنج پوست‌کنده را به دلیل بافت آن ترجیح می‌دهند.

decorticated peanuts are a popular snack.

آجیل‌های پوست‌کنده یک میان‌وعده محبوب هستند.

to make the dish, start with decorticated vegetables.

برای تهیه غذا، با سبزیجات پوست‌کنده شروع کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید