decorticated seeds
دانههای جدا شده از پوست
decorticated grains
غلات جدا شده از پوست
decorticated nuts
آجیل جدا شده از پوست
decorticated fibers
الیاف جدا شده از پوست
decorticated legumes
حبوبات جدا شده از پوست
decorticated rice
برنج جدا شده از پوست
decorticated beans
حبوبات جدا شده از پوست
decorticated vegetables
سبزیجات جدا شده از پوست
decorticated fruits
میوه های جدا شده از پوست
decorticated products
محصولات جدا شده از پوست
the farmer decorticated the coconuts to extract the water.
کشاورز نارگیلها را پوستکنده تا آب آنها را استخراج کند.
after decorticated, the seeds are ready for planting.
پس از پوستکنده شدن، دانهها آماده کاشت هستند.
she prefers decorticated nuts for her recipes.
او ترجیح میدهد از آجیلهای پوستکنده برای دستورالعملهای غذایی خود استفاده کند.
the process of decorticated is essential for some food products.
فرآیند پوستکنده کردن برای برخی از محصولات غذایی ضروری است.
decorticated grains are easier to cook and digest.
غلات پوستکنده پخت و هضم آسانتر هستند.
he bought a bag of decorticated sunflower seeds.
او یک کیسه دانه آفتابگردان پوستکنده خرید.
decorticated beans are often used in salads.
حبوبات پوستکنده اغلب در سالادها استفاده میشوند.
they prefer decorticated rice for its texture.
آنها برنج پوستکنده را به دلیل بافت آن ترجیح میدهند.
decorticated peanuts are a popular snack.
آجیلهای پوستکنده یک میانوعده محبوب هستند.
to make the dish, start with decorticated vegetables.
برای تهیه غذا، با سبزیجات پوستکنده شروع کنید.
decorticated seeds
دانههای جدا شده از پوست
decorticated grains
غلات جدا شده از پوست
decorticated nuts
آجیل جدا شده از پوست
decorticated fibers
الیاف جدا شده از پوست
decorticated legumes
حبوبات جدا شده از پوست
decorticated rice
برنج جدا شده از پوست
decorticated beans
حبوبات جدا شده از پوست
decorticated vegetables
سبزیجات جدا شده از پوست
decorticated fruits
میوه های جدا شده از پوست
decorticated products
محصولات جدا شده از پوست
the farmer decorticated the coconuts to extract the water.
کشاورز نارگیلها را پوستکنده تا آب آنها را استخراج کند.
after decorticated, the seeds are ready for planting.
پس از پوستکنده شدن، دانهها آماده کاشت هستند.
she prefers decorticated nuts for her recipes.
او ترجیح میدهد از آجیلهای پوستکنده برای دستورالعملهای غذایی خود استفاده کند.
the process of decorticated is essential for some food products.
فرآیند پوستکنده کردن برای برخی از محصولات غذایی ضروری است.
decorticated grains are easier to cook and digest.
غلات پوستکنده پخت و هضم آسانتر هستند.
he bought a bag of decorticated sunflower seeds.
او یک کیسه دانه آفتابگردان پوستکنده خرید.
decorticated beans are often used in salads.
حبوبات پوستکنده اغلب در سالادها استفاده میشوند.
they prefer decorticated rice for its texture.
آنها برنج پوستکنده را به دلیل بافت آن ترجیح میدهند.
decorticated peanuts are a popular snack.
آجیلهای پوستکنده یک میانوعده محبوب هستند.
to make the dish, start with decorticated vegetables.
برای تهیه غذا، با سبزیجات پوستکنده شروع کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید