coruscating

[ایالات متحده]/ˈkɒr.ʊ.skeɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔr.ə.skeɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درخشان شدن یا تابیدن به روشنی

عبارات و ترکیب‌ها

coruscating light

نور خیره‌کننده

coruscating stars

ستاره‌های خیره‌کننده

coruscating waves

امواج خیره‌کننده

coruscating fire

آتش خیره‌کننده

coruscating colors

رنگ‌های خیره‌کننده

coruscating gems

سنگ‌های قیمتی خیره‌کننده

coruscating brilliance

درخشش خیره‌کننده

coruscating energy

انرژی خیره‌کننده

coruscating beauty

زیبایی خیره‌کننده

coruscating fireworks

جرقه‌های آتش‌بازی خیره‌کننده

جملات نمونه

the coruscating stars lit up the night sky.

ستاره‌های درخشان آسمان شب را روشن کردند.

her coruscating smile brightened the room.

لبخند درخشان او اتاق را روشن کرد.

the coruscating lights of the city were mesmerizing.

چراغ‌های خیره‌کننده شهر مسحور کننده بودند.

his coruscating wit made the conversation lively.

هوش و ذکاوت درخشان او باعث شد گفتگو پر جنب و جوش باشد.

the coruscating waves sparkled under the sun.

امواج درخشان زیر نور خورشید می‌درخشیدند.

the coruscating jewels caught everyone's attention.

جواهرات خیره‌کننده توجه همه را جلب کرد.

she wore a coruscating dress that dazzled the crowd.

او لباسی درخشان پوشیده بود که جمعیت را مسحور کرد.

the coruscating fireworks lit up the festival night.

آتش‌بازی‌های خیره‌کننده شب جشنواره را روشن کردند.

his coruscating ideas sparked interest among the audience.

ایده‌های درخشان او علاقه را در بین مخاطبان برانگیخت.

the coruscating colors of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های خیره‌کننده غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید