cosmas and damian
کاسماس و دامیان
saint cosmas
پاپ کاسماس
order of cosmas
سفارش کاسماس
cosmas the monk
کاسماس مونک
cosmas of prague
کاسماس از پراگ
church of cosmas
کلیسای کاسماس
brother cosmas
برادر کاسماس
father cosmas
پدر کاسماس
cosmas indicopleustes
کاسماس اندیکوپلوستس
cosmas fair
بازار کاسماس
cosmas visited the museum yesterday.
کاسماس دیروز موزه را بازدید کرد.
my friend cosmas works at the hospital.
دوست من کاسماس در بیمارستان کار می کند.
cosmas enjoys reading ancient history books.
کاسماس خواندن کتاب های تاریخ باستان را دوست دارد.
the students met cosmas during the field trip.
دانش آموزان در طی سفر میدانی با کاسماس آشنا شدند.
cosmas teaches mathematics at the university.
کاسماس ریاضیات را در دانشگاه تدریس می کند.
we had dinner with cosmas last weekend.
ما گذشته هفته با کاسماس شام خوردیم.
cosmas speaks three languages fluently.
کاسماس سه زبان را به طور مسلط صحبت می کند.
the book written by cosmas is very popular.
کتابی که توسط کاسماس نوشته شده بسیار محبوب است.
cosmas moved to jakarta last year.
کاسماس سال گذشته به جاکarta انتقال یافت.
everyone likes cosmas because he is kind.
همه کاسماس را دوست دارند چون او لطف دارد.
cosmas plays guitar in a local band.
کاسماس در یک گروه محلی گیتار میزند.
cosmas and damian
کاسماس و دامیان
saint cosmas
پاپ کاسماس
order of cosmas
سفارش کاسماس
cosmas the monk
کاسماس مونک
cosmas of prague
کاسماس از پراگ
church of cosmas
کلیسای کاسماس
brother cosmas
برادر کاسماس
father cosmas
پدر کاسماس
cosmas indicopleustes
کاسماس اندیکوپلوستس
cosmas fair
بازار کاسماس
cosmas visited the museum yesterday.
کاسماس دیروز موزه را بازدید کرد.
my friend cosmas works at the hospital.
دوست من کاسماس در بیمارستان کار می کند.
cosmas enjoys reading ancient history books.
کاسماس خواندن کتاب های تاریخ باستان را دوست دارد.
the students met cosmas during the field trip.
دانش آموزان در طی سفر میدانی با کاسماس آشنا شدند.
cosmas teaches mathematics at the university.
کاسماس ریاضیات را در دانشگاه تدریس می کند.
we had dinner with cosmas last weekend.
ما گذشته هفته با کاسماس شام خوردیم.
cosmas speaks three languages fluently.
کاسماس سه زبان را به طور مسلط صحبت می کند.
the book written by cosmas is very popular.
کتابی که توسط کاسماس نوشته شده بسیار محبوب است.
cosmas moved to jakarta last year.
کاسماس سال گذشته به جاکarta انتقال یافت.
everyone likes cosmas because he is kind.
همه کاسماس را دوست دارند چون او لطف دارد.
cosmas plays guitar in a local band.
کاسماس در یک گروه محلی گیتار میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید