cosmas

[ایالات متحده]//ˈkɒzməz//
[بریتانیا]//ˈkɑːzməz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع Cosma؛ یک نام مکان در پرو.

عبارات و ترکیب‌ها

cosmas and damian

کاسماس و دامیان

saint cosmas

پاپ کاسماس

order of cosmas

سفارش کاسماس

cosmas the monk

کاسماس مونک

cosmas of prague

کاسماس از پراگ

church of cosmas

کلیسای کاسماس

brother cosmas

برادر کاسماس

father cosmas

پدر کاسماس

cosmas indicopleustes

کاسماس اندیکوپلوستس

cosmas fair

بازار کاسماس

جملات نمونه

cosmas visited the museum yesterday.

کاسماس دیروز موزه را بازدید کرد.

my friend cosmas works at the hospital.

دوست من کاسماس در بیمارستان کار می کند.

cosmas enjoys reading ancient history books.

کاسماس خواندن کتاب های تاریخ باستان را دوست دارد.

the students met cosmas during the field trip.

دانش آموزان در طی سفر میدانی با کاسماس آشنا شدند.

cosmas teaches mathematics at the university.

کاسماس ریاضیات را در دانشگاه تدریس می کند.

we had dinner with cosmas last weekend.

ما گذشته هفته با کاسماس شام خوردیم.

cosmas speaks three languages fluently.

کاسماس سه زبان را به طور مسلط صحبت می کند.

the book written by cosmas is very popular.

کتابی که توسط کاسماس نوشته شده بسیار محبوب است.

cosmas moved to jakarta last year.

کاسماس سال گذشته به جاکarta انتقال یافت.

everyone likes cosmas because he is kind.

همه کاسماس را دوست دارند چون او لطف دارد.

cosmas plays guitar in a local band.

کاسماس در یک گروه محلی گیتار می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید