cosponsored event
رویداد مشمول حمایت مشترک
cosponsored program
برنامه مشمول حمایت مشترک
cosponsored initiative
سرمایهگذاری مشمول حمایت مشترک
cosponsored project
پروژه مشمول حمایت مشترک
cosponsored campaign
کمپین مشمول حمایت مشترک
cosponsored seminar
سمینار مشمول حمایت مشترک
cosponsored workshop
کارگاه مشمول حمایت مشترک
cosponsored conference
کنفرانس مشمول حمایت مشترک
cosponsored alliance
ائتلاف مشمول حمایت مشترک
cosponsored research
تحقیقات مشمول حمایت مشترک
the conference was cosponsored by several universities.
کنفرانس توسط چندین دانشگاه مشترکاً حمایت مالی شد.
they cosponsored the event to promote community engagement.
آنها رویداد را برای ترویج مشارکت جامعه مشترکاً حمایت مالی کردند.
the project was cosponsored by the government and private sector.
این پروژه توسط دولت و بخش خصوصی مشترکاً حمایت مالی شد.
many organizations cosponsored the charity fundraiser.
سازمانهای زیادی برای جمعآوری کمکهای خیریه، این رویداد را مشترکاً حمایت مالی کردند.
the symposium was cosponsored by international health agencies.
این سمپوزیوم توسط سازمانهای بهداشتی بینالمللی مشترکاً حمایت مالی شد.
local businesses cosponsored the festival to attract tourists.
کسبوکارهای محلی برای جذب گردشگران، جشنواره را مشترکاً حمایت مالی کردند.
she cosponsored a bill aimed at improving education.
او طرحی را با هدف بهبود آموزش مشترکاً حمایت مالی کرد.
the workshop was cosponsored by tech companies and universities.
این کارگاه توسط شرکتهای فناوری و دانشگاهها مشترکاً حمایت مالی شد.
they cosponsored a research initiative focused on renewable energy.
آنها یک طرح تحقیقاتی متمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر را مشترکاً حمایت مالی کردند.
the festival was cosponsored by the city council and local artists.
این جشنواره توسط شورای شهر و هنرمندان محلی مشترکاً حمایت مالی شد.
cosponsored event
رویداد مشمول حمایت مشترک
cosponsored program
برنامه مشمول حمایت مشترک
cosponsored initiative
سرمایهگذاری مشمول حمایت مشترک
cosponsored project
پروژه مشمول حمایت مشترک
cosponsored campaign
کمپین مشمول حمایت مشترک
cosponsored seminar
سمینار مشمول حمایت مشترک
cosponsored workshop
کارگاه مشمول حمایت مشترک
cosponsored conference
کنفرانس مشمول حمایت مشترک
cosponsored alliance
ائتلاف مشمول حمایت مشترک
cosponsored research
تحقیقات مشمول حمایت مشترک
the conference was cosponsored by several universities.
کنفرانس توسط چندین دانشگاه مشترکاً حمایت مالی شد.
they cosponsored the event to promote community engagement.
آنها رویداد را برای ترویج مشارکت جامعه مشترکاً حمایت مالی کردند.
the project was cosponsored by the government and private sector.
این پروژه توسط دولت و بخش خصوصی مشترکاً حمایت مالی شد.
many organizations cosponsored the charity fundraiser.
سازمانهای زیادی برای جمعآوری کمکهای خیریه، این رویداد را مشترکاً حمایت مالی کردند.
the symposium was cosponsored by international health agencies.
این سمپوزیوم توسط سازمانهای بهداشتی بینالمللی مشترکاً حمایت مالی شد.
local businesses cosponsored the festival to attract tourists.
کسبوکارهای محلی برای جذب گردشگران، جشنواره را مشترکاً حمایت مالی کردند.
she cosponsored a bill aimed at improving education.
او طرحی را با هدف بهبود آموزش مشترکاً حمایت مالی کرد.
the workshop was cosponsored by tech companies and universities.
این کارگاه توسط شرکتهای فناوری و دانشگاهها مشترکاً حمایت مالی شد.
they cosponsored a research initiative focused on renewable energy.
آنها یک طرح تحقیقاتی متمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر را مشترکاً حمایت مالی کردند.
the festival was cosponsored by the city council and local artists.
این جشنواره توسط شورای شهر و هنرمندان محلی مشترکاً حمایت مالی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید