costmary

[ایالات متحده]/ˈkɒstˌmɛəri/
[بریتانیا]/ˈkɔːstˌmɛri/

ترجمه

n. گیاهی که به خاطر برگ‌های معطرش شناخته می‌شود؛ نام دیگری برای این گیاه
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

costmary plant

گیاه کاستومری

costmary leaves

برگ‌های کاستومری

costmary tea

چای کاستومری

costmary benefits

فواید کاستومری

costmary uses

کاربردهای کاستومری

costmary fragrance

عطر کاستومری

costmary extract

عصاره کاستومری

costmary oil

روغن کاستومری

costmary garden

باغ کاستومری

costmary recipes

دستورهای غذایی کاستومری

جملات نمونه

costmary is often used in herbal remedies.

بومادران اغلب در درمان‌های گیاهی استفاده می‌شود.

many gardeners cultivate costmary for its aromatic leaves.

بسیاری از باغداران به دلیل برگ‌های معطر، بومادران را کشت می‌کنند.

costmary can be brewed as a tea.

می‌توان چای با بومادران درست کرد.

the scent of costmary can enhance the garden.

عطر بومادران می‌تواند زیبایی باغ را افزایش دهد.

costmary is sometimes referred to as bible herb.

بومادران گاهی اوقات به گیاه کتاب مقدس اشاره دارد.

she added costmary to her herbal collection.

او بومادران را به مجموعه گیاهان دارویی خود اضافه کرد.

costmary is known for its digestive properties.

بومادران به دلیل خواص هضم آن شناخته شده است.

in ancient times, costmary was used in cooking.

در زمان‌های قدیم، از بومادران در آشپزی استفاده می‌شد.

costmary can repel certain pests in the garden.

بومادران می‌تواند برخی از آفات را در باغ دور کند.

she enjoys the flavor of costmary in her dishes.

او از طعم بومادران در غذاهایش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید