countdowns

[ایالات متحده]/ˈkaʊntdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈkaʊntdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (عمل) شمارش معکوس به یک رویداد مهم; دوره پیش رو به یک رویداد مهم

عبارات و ترکیب‌ها

final countdowns

شمارش معکوس نهایی

countdowns begin

شمارش معکوس آغاز می‌شود

countdowns end

شمارش معکوس پایان می‌یابد

live countdowns

شمارش معکوس زنده

countdowns timer

تایمر شمارش معکوس

countdowns display

نمایش شمارش معکوس

countdowns started

شمارش معکوس آغاز شده است

countdowns reset

بازنشانی شمارش معکوس

countdowns scheduled

شمارش معکوس زمان‌بندی شده

countdowns active

شمارش معکوس فعال

جملات نمونه

the countdowns to the new year are always exciting.

شمارش معکوس‌ها تا سال نو همیشه هیجان‌انگیز هستند.

we have several countdowns for the upcoming events.

ما چندین شمارش معکوس برای رویدادهای آینده داریم.

countdowns help build anticipation for the launch.

شمارش معکوس‌ها به ایجاد انتظار برای راه‌اندازی کمک می‌کنند.

she set up countdowns for each holiday.

او برای هر تعطیلات شمارش معکوس تنظیم کرد.

the app features customizable countdowns for users.

این برنامه دارای شمارش معکوس‌های قابل تنظیم برای کاربران است.

countdowns can create a sense of urgency.

شمارش معکوس‌ها می‌توانند حس ضرورت ایجاد کنند.

we are excited about the countdowns to the concert.

ما در مورد شمارش معکوس‌ها برای کنسرت هیجان‌زده هستیم.

countdowns are often used in game shows.

شمارش معکوس‌ها اغلب در مسابقات تلویزیونی استفاده می‌شوند.

the countdowns to the deadline are stressful.

شمارش معکوس‌ها تا مهلت تحویل استرس‌زا هستند.

he loves to watch the countdowns during the holidays.

او عاشق تماشای شمارش معکوس‌ها در تعطیلات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید