counterclaim

[ایالات متحده]/'kaʊntəkleɪm/
[بریتانیا]/ˌkaʊntə'klem/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادعایی که برای رد یک ادعای مخالف مطرح می‌شود، به ویژه در زمینه حقوقی.
Word Forms
زمان گذشتهcounterclaimed
قسمت سوم فعلcounterclaimed
جمعcounterclaims
شکل سوم شخص مفردcounterclaims
صفت یا فعل حال استمراریcounterclaiming

عبارات و ترکیب‌ها

file a counterclaim

ثبت دعوی متقابل

counterclaim for damages

دعوی متقابل برای جبران خسارت

نمونه‌های واقعی

Even by the standards of claim and counterclaimed by both sides, this isn't business as usual on the front line.

حتی با توجه به استانداردهای ادعا و رد ادعا توسط هر دو طرف، این یک وضعیت معمول در خط مقدم نیست.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

In tragedy, justice is divided between claim and counterclaim.

در تراژدی، عدالت بین ادعا و رد ادعا تقسیم می‌شود.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

Your honor, the defense should've filed counterclaims before the trial began.

جنابعالی، دفاع باید قبل از شروع دادگاه، ادعاهای متقابل را ثبت می‌کرد.

منبع: Lawsuit Duet Season 1

The political life of the city is divided by claim and counterclaim.

زندگی سیاسی شهر با ادعا و رد ادعا تقسیم می‌شود.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

And what makes matters worse is that they're caught in this fog of claims and counterclaims about who they are, what they've experienced, where the proof is and what they deserve.

و آنچه اوضاع را بدتر می‌کند این است که آن‌ها در این مه غبار ادعاها و رد ادعاهایی در مورد اینکه چه کسانی هستند، چه تجربه‌ای داشته‌اند، کجا مدرک وجود دارد و چه چیزی شایسته آنهاست، گرفتار شده‌اند.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید