counterexamples

[ایالات متحده]/ˌkaʊntərɪɡˈzæmpəl/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərɪɡˈzæmpəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مورد خاصی که یک قاعده یا نظریه کلی را رد می‌کند؛ مثالی که با یک نظریه یا پیشنهاد تناقض دارد

عبارات و ترکیب‌ها

counterexample theorem

قضیه مثال نقض

provide a counterexample

ارائه یک مثال نقض

counterexample exists

یک مثال نقض وجود دارد

counterexample method

روش مثال نقض

find a counterexample

یافتن یک مثال نقض

counterexample argument

استدلال مثال نقض

counterexample case

حالت مثال نقض

counterexample analysis

تجزیه و تحلیل مثال نقض

counterexample proof

اثبات مثال نقض

valid counterexample

مثال نقض معتبر

جملات نمونه

he provided a counterexample to challenge the theory.

او برای به چالش کشیدن نظریه، یک مثال نقض ارائه کرد.

the professor asked for a counterexample during the lecture.

استاد در طول سخنرانی، درخواست یک مثال نقض کرد.

finding a counterexample can often disprove a statement.

یافتن یک مثال نقض اغلب می تواند یک عبارت را رد کند.

in mathematics, a counterexample is crucial for validation.

در ریاضیات، یک مثال نقض برای تأیید بسیار مهم است.

she used a counterexample to illustrate her point.

او از یک مثال نقض برای نشان دادن نظر خود استفاده کرد.

a single counterexample can overturn a general claim.

یک مثال نقض می‌تواند یک ادعای کلی را سرنگون کند.

he searched for a counterexample to support his argument.

او به دنبال یک مثال نقض برای حمایت از استدلال خود بود.

counterexamples are essential in logical reasoning.

مثال‌های نقض در استدلال منطقی ضروری هستند.

to strengthen your case, find a strong counterexample.

برای تقویت استدلال خود، یک مثال نقض قوی پیدا کنید.

the debate centered around the validity of the counterexample.

بحث حول اعتبار مثال نقض متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید