counterpoises

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəpɔɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌpɔɪzɪz/

ترجمه

n. وزنهائی که برای تعادل استفاده می شوند
v. تعادل برقرار کردن یا برابر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

counterpoises balance

تعادل را خنثی می‌کند

counterpoises forces

نیروها را خنثی می‌کند

counterpoises ideas

ایده‌ها را خنثی می‌کند

counterpoises elements

عناصر را خنثی می‌کند

counterpoises values

ارزش‌ها را خنثی می‌کند

counterpoises perspectives

دیدگاه‌ها را خنثی می‌کند

counterpoises interests

منافع را خنثی می‌کند

counterpoises dynamics

پویایی‌ها را خنثی می‌کند

counterpoises tensions

تنش‌ها را خنثی می‌کند

جملات نمونه

his calm demeanor counterpoises her anxious energy.

رفتار آرام او، انرژی مضطرب او را خنثی می‌کند.

the bright colors of the painting counterpoises the dark room.

رنگ‌های روشن نقاشی، فضای تاریک را خنثی می‌کند.

the new policies counterpoises the economic challenges we face.

سیاست‌های جدید، چالش‌های اقتصادی که با آن‌ها روبرو هستیم را خنثی می‌کند.

her optimism counterpoises his pessimism.

خوش‌بینی او، بدبینی او را خنثی می‌کند.

the soft music counterpoises the loud crowd.

موسیقی ملایم، جمعیت پر سر و صدا را خنثی می‌کند.

his humor counterpoises the seriousness of the situation.

طنز او، جدیت وضعیت را خنثی می‌کند.

the two flavors counterpoises each other perfectly.

دو طعم به طور کامل یکدیگر را خنثی می‌کنند.

the peaceful landscape counterpoises the chaos of the city.

مناظر آرام، هرج و مرج شهر را خنثی می‌کند.

her dedication counterpoises his lack of interest.

تعهد او، عدم علاقه او را خنثی می‌کند.

the light breeze counterpoises the heat of the day.

نسیم خنک، گرمای روز را خنثی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید