coursing

[ایالات متحده]/ˈkɔːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔːrsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعقیب یا دویدن سریع؛ عمل شکار با سگ‌های شکاری

عبارات و ترکیب‌ها

coursing through

در حال عبور

coursing river

رودخانه در جریان

coursing water

آب در جریان

coursing energy

انرژی در جریان

coursing blood

خون در جریان

coursing current

جریان در حال عبور

coursing thoughts

افکار در حال عبور

coursing emotions

احساسات در حال عبور

coursing spirit

روح در حال عبور

coursing light

نور در حال عبور

جملات نمونه

the river was coursing swiftly after the rain.

رودخانه پس از باران به سرعت در جریان بود.

she felt adrenaline coursing through her veins.

او آدرنالین را در رگ‌هایش احساس کرد.

the energy of the crowd was coursing through the stadium.

انرژی جمعیت در سراسر استادیوم در جریان بود.

he watched the emotions coursing across her face.

او احساسات را که روی چهره‌اش نقش بسته بودند، تماشا کرد.

the blood was coursing out of the wound.

خون از زخم خارج می‌شد.

thoughts of adventure were coursing in his mind.

افکار ماجراجویانه در ذهنش جریان داشت.

the river's coursing flow is a beautiful sight.

جریان پرشتاب رودخانه صحنه‌ای زیبا است.

she could feel the excitement coursing through the room.

او می‌توانست هیجان را در اتاق احساس کند.

he could hear the music coursing through the air.

او می‌توانست موسیقی را در هوا بشنود.

there was a sense of freedom coursing through her heart.

حس آزادی در قلبش جریان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید