courthouse

[ایالات متحده]/'kɔːthaʊs/
[بریتانیا]/'kɔrthaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که در آن پرونده‌های حقوقی شنیده و قضاوت می‌شوند

جملات نمونه

a clerk at the courthouse in Cambridge

یک کارمند در دادگاه کمبریج

the courthouse was ringed with police.

دادگاه توسط پلیس محاصره شده بود.

Investigators say Hamilton opened fire on the Latah County Courthouse late Saturday, killing an officer there before killing another man in a nearby church and taking his own life.

تحقیقات نشان می‌دهد که Hamilton روز شنبه شب در دادگاه شهرستان Latah شلیک کرد و یک افسر را آنجا کشته و سپس یک مرد دیگر را در یک کلیسای نزدیک به قتل رساند و جان خود را گرفت.

Robin Tyler, and her partner, Diane Olson, spend every Valentine's Day on the courthouse steps with their attorney, Gloria Allred, and are denied a marriage license.

روبین تیلر و شریکش، داین المسون، هر روز ولنتاین را با وکیلشان، گلوریا آلرد، در پله‌های دادگاه می‌گذرانند و از دریافت مجوز ازدواج محروم می‌شوند.

The courthouse is located in the center of the city.

دادگاه در مرکز شهر واقع شده است.

The courthouse was packed with reporters covering the high-profile trial.

دادگاه مملو از خبرنگارانی بود که در حال پوشش محاکمه مهم بودند.

The protestors gathered outside the courthouse to demand justice.

تظاهرکنندگان برای درخواست عدالت در خارج از دادگاه تجمع کردند.

The lawyer filed a motion at the courthouse to dismiss the case.

وکیل برای رد درخواست دادخواست در دادگاه پرونده‌ای تنظیم کرد.

The judge presided over the trial at the courthouse.

قاضی بر محاکمه در دادگاه نظارت داشت.

Security is tight at the courthouse due to the sensitive nature of the case.

به دلیل ماهیت حساس پرونده، امنیت در دادگاه بسیار سختگیرانه است.

The courthouse was built in a neoclassical architectural style.

دادگاه با سبک معماری نئوکلاسیک ساخته شده است.

The courthouse is where legal proceedings take place.

دادگاه مکانی است که تشریفات قانونی در آنجا انجام می‌شود.

The jury deliberated for hours before reaching a verdict at the courthouse.

هیئت منصفه قبل از رسیدن به رأی در دادگاه ساعت‌ها مشورت کرد.

The defendant was escorted into the courthouse by police officers.

متهم با اسکورت افسران پلیس وارد دادگاه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید