courthouses

[ایالات متحده]/ˈkɔːth.aʊzɪz/
[بریتانیا]/ˈkɔrˌhaʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمان‌هایی که دادگاه در آن‌ها برگزار می‌شود؛ (ایالات متحده) ساختمان‌های دولتی شهرستان

عبارات و ترکیب‌ها

local courthouses

دادگاه‌های محلی

county courthouses

دادگاه‌های شهرستان

federal courthouses

دادگاه‌های فدرال

historic courthouses

دادگاه‌های تاریخی

municipal courthouses

دادگاه‌های شهرداری

state courthouses

دادگاه‌های ایالتی

renovated courthouses

دادگاه‌های بازسازی‌شده

nearby courthouses

دادگاه‌های نزدیک

courthouses complex

مجتمع دادگاه‌ها

accessible courthouses

دادگاه‌های قابل دسترس

جملات نمونه

many courthouses are designed with impressive architecture.

بسیاری از دادگاه‌ها با معماری چشمگیر طراحی شده‌اند.

courthouses often have public access areas for visitors.

دادگاه‌ها اغلب دارای مناطق دسترسی عمومی برای بازدیدکنندگان هستند.

some courthouses provide legal aid services to the public.

برخی از دادگاه‌ها خدمات حقوقی به مردم ارائه می‌دهند.

courthouses are essential for the judicial system to function.

دادگاه‌ها برای عملکرد سیستم قضایی ضروری هستند.

in courthouses, judges preside over legal cases.

در دادگاه‌ها، قضات بر پرونده‌های قانونی نظارت می‌کنند.

courthouses may also host community events and meetings.

دادگاه‌ها همچنین می‌توانند میزبان رویدادها و جلسات جامعه باشند.

security is a top priority in courthouses around the country.

امنیت در دادگاه‌های سراسر کشور اولویت اصلی است.

courthouses are often located in the center of town.

دادگاه‌ها اغلب در مرکز شهر واقع شده‌اند.

visitors must go through security checks before entering courthouses.

بازدیدکنندگان باید قبل از ورود به دادگاه‌ها از نظر امنیتی بررسی شوند.

courthouses play a vital role in upholding the law.

دادگاه‌ها نقش حیاتی در حفظ قانون ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید