brave against cowardices
دلیر در برابر ترسها
overcome cowardices
غلبه بر ترسها
face cowardices head-on
مواجهه مستقیم با ترسها
expose cowardices
افشای ترسها
reject cowardices
رد ترسها
confront cowardices
مقابله با ترسها
condemn cowardices
محکوم کردن ترسها
discuss cowardices openly
بحث در مورد ترسها به صورت آشکار
analyze cowardices
تجزیه و تحلیل ترسها
his cowardices prevented him from taking risks.
ترسهای او از انجام ریسکها جلوگیری کرد.
she faced her cowardices and decided to confront her fears.
او با ترسهای خود روبرو شد و تصمیم گرفت با ترسهایش مقابله کند.
many people hide their cowardices behind false bravado.
بسیاری از مردم ترسهای خود را پشت چهرهای جسورانه پنهان میکنند.
his cowardices were evident during the confrontation.
ترسهای او در طول درگیری آشکار بود.
overcoming cowardices is essential for personal growth.
غلبه بر ترسها برای رشد شخصی ضروری است.
she realized that her cowardices were holding her back.
او متوجه شد که ترسهایش او را عقب نگه میدارد.
his cowardices were masked by his loud personality.
ترسهای او با شخصیت پر سر و صدای او پوشیده شده بود.
confronting cowardices can lead to greater self-confidence.
مقابله با ترسها میتواند منجر به اعتماد به نفس بیشتر شود.
she wrote about her cowardices in her memoir.
او در خاطرات خود درباره ترسهایش نوشت.
his cowardices were a source of shame for him.
ترسهای او منبع شرمسندگی برای او بود.
brave against cowardices
دلیر در برابر ترسها
overcome cowardices
غلبه بر ترسها
face cowardices head-on
مواجهه مستقیم با ترسها
expose cowardices
افشای ترسها
reject cowardices
رد ترسها
confront cowardices
مقابله با ترسها
condemn cowardices
محکوم کردن ترسها
discuss cowardices openly
بحث در مورد ترسها به صورت آشکار
analyze cowardices
تجزیه و تحلیل ترسها
his cowardices prevented him from taking risks.
ترسهای او از انجام ریسکها جلوگیری کرد.
she faced her cowardices and decided to confront her fears.
او با ترسهای خود روبرو شد و تصمیم گرفت با ترسهایش مقابله کند.
many people hide their cowardices behind false bravado.
بسیاری از مردم ترسهای خود را پشت چهرهای جسورانه پنهان میکنند.
his cowardices were evident during the confrontation.
ترسهای او در طول درگیری آشکار بود.
overcoming cowardices is essential for personal growth.
غلبه بر ترسها برای رشد شخصی ضروری است.
she realized that her cowardices were holding her back.
او متوجه شد که ترسهایش او را عقب نگه میدارد.
his cowardices were masked by his loud personality.
ترسهای او با شخصیت پر سر و صدای او پوشیده شده بود.
confronting cowardices can lead to greater self-confidence.
مقابله با ترسها میتواند منجر به اعتماد به نفس بیشتر شود.
she wrote about her cowardices in her memoir.
او در خاطرات خود درباره ترسهایش نوشت.
his cowardices were a source of shame for him.
ترسهای او منبع شرمسندگی برای او بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید