cowardices

[ایالات متحده]/ˈkaʊə.dɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈkaʊər.dɪsɪz/

ترجمه

n. ویژگی ترسو بودن؛ کمبود شجاعت

عبارات و ترکیب‌ها

brave against cowardices

دلیر در برابر ترس‌ها

overcome cowardices

غلبه بر ترس‌ها

face cowardices head-on

مواجهه مستقیم با ترس‌ها

expose cowardices

افشای ترس‌ها

reject cowardices

رد ترس‌ها

confront cowardices

مقابله با ترس‌ها

condemn cowardices

محکوم کردن ترس‌ها

discuss cowardices openly

بحث در مورد ترس‌ها به صورت آشکار

analyze cowardices

تجزیه و تحلیل ترس‌ها

جملات نمونه

his cowardices prevented him from taking risks.

ترس‌های او از انجام ریسک‌ها جلوگیری کرد.

she faced her cowardices and decided to confront her fears.

او با ترس‌های خود روبرو شد و تصمیم گرفت با ترس‌هایش مقابله کند.

many people hide their cowardices behind false bravado.

بسیاری از مردم ترس‌های خود را پشت چهره‌ای جسورانه پنهان می‌کنند.

his cowardices were evident during the confrontation.

ترس‌های او در طول درگیری آشکار بود.

overcoming cowardices is essential for personal growth.

غلبه بر ترس‌ها برای رشد شخصی ضروری است.

she realized that her cowardices were holding her back.

او متوجه شد که ترس‌هایش او را عقب نگه می‌دارد.

his cowardices were masked by his loud personality.

ترس‌های او با شخصیت پر سر و صدای او پوشیده شده بود.

confronting cowardices can lead to greater self-confidence.

مقابله با ترس‌ها می‌تواند منجر به اعتماد به نفس بیشتر شود.

she wrote about her cowardices in her memoir.

او در خاطرات خود درباره ترس‌هایش نوشت.

his cowardices were a source of shame for him.

ترس‌های او منبع شرمسندگی برای او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید