crabb

[ایالات متحده]/kræb/
[بریتانیا]/kræb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سخت‌پوست، معمولاً با بدنی عریض و صاف و چنگال‌ها
v. شکایت کردن یا نالیدن به روشی عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

crabb behavior

رفتار خرچنگ

crabb attitude

نگاه خرچنگ

crabb personality

شخصیت خرچنگ

crabb mood

حالت خرچنگ

crabb comments

نظرات خرچنگ

crabb remarks

اظهارات خرچنگ

crabb response

پاسخ خرچنگ

crabb look

ظاهر خرچنگ

crabb expression

حالت چهره خرچنگ

crabb nature

طبع خرچنگ

جملات نمونه

he was feeling crabb about the whole situation.

او در مورد کل وضعیت احساس ناراحتی می‌کرد.

don't be so crabb; it's just a minor mistake.

اینقدر ناراحت نباشید؛ فقط یک اشتباه کوچک است.

she tends to get crabb when she's tired.

وقتی خسته است، معمولاً ناراحت می‌شود.

the crabb mood in the office was palpable.

فضای ناراحت‌کننده در دفتر محسوس بود.

he snapped at me because he was feeling crabb.

چون احساس ناراحتی می‌کرد، با من جوری برخورد کرد.

after the argument, she became very crabb.

بعد از بحث، او بسیار ناراحت شد.

it's hard to work with someone who's always crabb.

همکاری با کسی که همیشه ناراحت است، سخت است.

his crabb attitude made the meeting uncomfortable.

حالت ناراحت‌کننده او باعث شد جلسه ناراحت‌کننده باشد.

she tried to hide her crabb feelings during dinner.

او سعی کرد احساسات ناراحتی خود را در طول شام پنهان کند.

being crabb won't help you solve the problem.

ناراحت بودن به شما در حل مشکل کمک نخواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید